بیوگرافی
محل تولد : ساگيناو، ميشيگان، آمريكا
سن : 23
رتبه بندی ا. تی. پی. : نفر چهارم
مبلغ برد در مسابقات حرفه ای : 15750265 $
عناوين برد در مسابقات بزرگ: جام ايالات متحده 1999، جام فرانسه، ويمبلدون، و جام آمريكا در 2002، جام استراليا 2003، و جام استراليا در 2005
آيا ميدانستيد كه ويليامز يكی از 5 زنيست كه موفق شده در آن واحد برنده چهار مسابقه بزرگ گراند سلم در رشته انفرادی بشود ( جام فرانسه و جام آمريكا و ويمبلدون در سال 2002 ، و جام استراليا در 2005 ). خواهر او ونوس هم جزء بازيكنان ممتاز تنيس است؟


 "سره‌نا ويليامز" تنيس باز برجسته آمريكايي با قبول باخت مقابل "جاستين هنين" بلژيكي، از راهيابي به مرحله نيمه نهايي رقابتهاي تنيس آزاد آمريكا در بخش زنان، بازماند. 

در مرحله يك چهارم نهايي رقابتهاي زنان، تنها يك ديدار ميان سره‌نا ويليامز و هنين برگزار شد كه طي آن تنيس باز شماره يك زنان جهان برابر حريف آمريكايي به برتري رسيد تا به نيمه نهايي راه يابد.

رقابتهاي مردان در دور چهارم با انجام چهار ديدار پيگيري شد كه مهمترين نتيجه باخت "رافائل نادال" اسپانيايي به عنوان رتبه دوم تنيس بازان جهان، مقابل هموطن خود "ديويد فرر" بود.

"خوان ايگناسيو چلا" از آرژانتين برابر "استانيسلاس واورينكا" از سوييس پيروز شد، كارلوس مويا از اسپانيا حريف خود "ارنست گولبيس" از لتوني را شكست داد و "نواك ديوكوويچ" از صربستان برابر "خوان موناكو" از آرژانتين به برتري رسيد.

مسابقات ‪ ۱۹/۶‬ميليون دلاري تنيس آزاد آمريكا يكي از چهار گرند اسلم معتبر تنيس جهان است.


+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم مهر 1386ساعت 21:21  توسط سعید دامغانی | 
بروس لی (۲۷ نوامبر ۱۹۴۰، ۲۰ ژوئیه ۱۹۷۳)استاد بزرگ ورزش‌های رزمی- هنرهای رزمی - بزرگترین بازیگر فیلم‌های رزمی و بنیانگذار سبک جیت کان دو می‌باشد.
بروس لی یکی از بزرگترین رزمی کاران تمامی اعصار و فوق ستاره سینما

بروس لی یکی از بزرگترین رزمی کاران تمامی اعصار و فوق ستاره سینما

 تولد

در ۲۷ نوامبر سال ۱۹۴۰ بروس «جان فان» لی در سال اژدها (بین ساعت ۶ تا ۸ صبح)در سانفرانسیسکو چشم به جهان گشود.

 آغاز کار و ورود به هنرهای رزمی

اولین آشنایی بروس با هنرهای رزمی توسط پدرش - لی هوی چون- صورت گرفت. او در ابتدا مهارتهای پایه‌ای در سبک تای چی را از پدرش فرا گرفت.سی فوی بروس لی یعنی استاد بزرگ وینگ چون - ییپ من - همکار و دوست پدر او بود. بروس از سن ۱۳ تا ۱۸ سالگی تحت تعلیم استاد هنگ کنگی خویش ییپ من بود.

مانند اکثر مدارس هنرهای رزمی چینی در آن زمان، کلاس‌های سیفو ییپ من توسط شاگردان ارشد و درجه بالا اداره می‌شد. یکی از شاگردان ارشد ییپ من «وانگ شون لئونگ» بود. بر طبق گفته‌ها او بیشترین تاثیر را بر کونگ فوی وینگ چونِ بروس لی داشته‌است. پس از اینکه تعدادی از شاگردان پپپ من به دلیل بعضی آداب و رسومات چینی از آموزش به بروس لی خودداری کردند، ییپ من به طور خصوصی شروع به آموزش بروس لی کرد. بروس همچنین بوکس غربی را نیز یاد گرفت و مسابقه فینال قهرمانی بوکس در سال ۱۹۵۸ را با ناک اوت کردن «گری الم» که قهرمان سه بارهٔ مسابقات بود، در راند سوم به پایان رساند. قبل از مسابقهٔ نهایی بروس سه حریف قبلی اش را مستقیماً در همان راند اول ناک اوت کرده بود.بعلاوه بروس تکنیکهای شمشیرزنی غربی را از برادرش «پیتر لی»- که قهرمان شمشیرزنی در زمان خودش بود- یاد گرفت.

 ورود به آمریکا

بروس لی در سن ۱۹ سالگی به منظور ادامه تحصیل و تنها با ۱۰۰ دلار با کشتی وارد ایالات متحده آمریکا شده و در مدرسه فنی ادیسون ثبت نام کرد. سپس به تحصیل در رشته فلسفه مشغول گردید.

 آموزش کونگ فو به غیر چینی‌ها

بروس لی در ابتدای ورودش به آمریکا و برای تامین هزینه تحصیلش ناگزیر در رستوران کار می‌کرد اما چون احساس می‌کرد این کار در شان وی نیست این کار را رها کرده و تصمیم به آموزش کونگ فو گرفت و با استقبال فراوان دوستانش مواجه شد.

جان فان کونگ فو

بروس لی آموزش هنرهای رزمی در آمریکا را از سال ۱۹۵۵ شروع کرد.در آغاز کار او وینگ چون آموزش می‌داد. هنری که بر پایه برداشت‌ها و آموخته‌هایش در هنگ کنگ بود. جان فان کونگ فو (که معنای لغوی آن کونگ فوی بروس لی است.)در واقع نامی بود که بروس لی بر روی هنر رزمی خودش گذاشته بود، که اساساً روش تعدیل یافته او در وینگ چون بود. اولین شاگرد بروس یک جودو کار به نام «جس گلاور» بود که بعدها دستیار او شد. قبل از نقل مکان به کالیفرنیا، لی اولین مدرسهَ هنرهای رزمی اش را در سیاتل با نام «موسسهٔ جان فان کونگ فوی لی»را افتتاح کرد. لی همچنین روش لگد زنی اش، که شامل لگد مستقیم وینگ چون و لگد قدرتی کونگ فوی شائولین شمالی میشد را ارتقا بخشید.

اما بعد از مدتی با مخالفت چینی‌های مقیم آمریکا مواجه گشت و آنها از وی خواستند دست از آموزش به خارجی‌ها بر دارد اما بروس لی در تصمیمش مصمم بود و آنها برای تعطیل کردن باشگاه وی مبارزی ماهر به نام «وان جک مان» را به منظور مبارزه با بروس لی فرستادند که در این مبارزه وانگ به سختی شکست خورد و دندانهای جلویش را از دست داد.

 اجرای چند حرکت نمایشی و مقدمه‌ای بر مطرح شدن بروس لی در ایالات متحده

بروس لی بعد از آموزش تصمیم به شرکت در مسابقات کاراته و نشان دادن توانایی‌های خود در هنرهای رزمی گرفت. بدین منظور در سال ۱۹۶۴ در میدان ورزشی لانگ بیچ با اجرای چند حرکت نمایشی با سرعت و قدرتی خیره‌کننده نامش بر سر زبان‌ها افتاد.


 ورود به سینما

بعد از نمایش لانگ بیچ یک کارگردان که اتفاقاً در سالن حضور داشت به ملاقات بروس لی رفت و از وی خواست در سریال «زنبور سبز» به ایفای نقش بپردازد و بروس هم پذیرفت و این مقدمه‌ای شد برای ورود بروس لی به سینما.(البته بروس لی در کودکی نیز در چند فیلم ایفای نقش کرده بودچون پدر او بازیگری هنگ کنگی بود او در ۶ ماهگی گریم شد و نقش شاهزاده را بازی کرد و در ۶ سالگی نقش کودک دزدی را و در ۱۱ سالگی فیلم غاز‌های وحشی را بازی کرد)

 ابداع سبک جیت کان دو

به دلیل عدم دسترسی به سیفو «ییپ من» که در هنگ کنگ زندگی می‌کرد، بروس لی نمی‌توانست وینگ چون را ادامه دهد، هنر اصیلی که حالا تنها در اختیار استادش بود، اما بروس هنوز مشتاقانه به دنبال یادگیری وینگ چون بود تا جاییکه او حتی پس از باز گشت به هنگ کنگ به استاد ییپ من پیشنهاد خرید یک آپارتمان شخصی داد ... در مصاحبه استاد بزرگ وینگ چون «لو مان کام» که یکی از همرزمان بروس لی در کلاس استاد ییپ من بوده، می‌خوانیم:

بروس لی در حال تمرین چی سائو با استاد فقید ییپ من
بروس لی در حال تمرین چی سائو با استاد فقید ییپ من

((- شما این شانس را داشتید که در کنار بروس لی باشید، چه ارتباطی با او برقرار کرده بودید؟

- اغلب با هم تمرین می‌کردیم، بویژه در چی سائو. بروس لی از من جوان تر بود. وقتی هنگ کنگ را ترک کرد، کار آموزی خود را نزد ییپ من به پایان نرسانده بود. یک روز که دیگر معروف شده بود به هنگ کنگ برگشت و از ییپ من خواست تا کار آموزی اش را به پایان برساند، اما چون خیلی مشغول بود نمی‌توانست در هنگ کنگ بماند. بروس لی از ییپ من خواست به او نشان دهد که چگونه می‌تواند با آدمک چوبی تمرین کند، زیرا او می‌خواست در فیلم‌هایش از آدمک چوبی استفاده کند. در عوض او پیشنهاد یک آپارتمان را به ییپ من -که آدم پولداری نبود- داد. اما ییپ من پیشنهاد او را رد کرد و گفت: (اگر می‌خواهی کونگ فوی مرا یاد بگیری به کلاسم بیا) .)){منبع مجله رزم آور شماره ۱۳۵}

ایده‌های جیت کان دو در سال ۱۹۶۵ در ذهن بروس لی متولد شد.مبارزه با وان جک مان تاثیر بسزایی بر فلسفه مبارزه بروس لی گذاشت. با آن که بروس حریفش را به طرز فجیعی شکست داد، اما معتقد بود که آن مبارزه بیش تر از حد معمول طول کشیده و او نتوانسته‌است آنطور که انتظار دارد از تکنیکهای وینگ چون استفاده کند، بعلاوه او دیگر نمی‌توانست به یادگیری و تکمیل هنر رزمی وینگ چون بپردازد چون فرسخها از استادش دور بود.

او به سیستمی احتیاج داشت تا به شکوفایی هرچه بیشتر داشته‌هایش بپردازد. به همین خاطر با تاکید بر «کاربردی بودن، انعطاف پذیری، سرعت و کارآمدی» به توسعهٔ سیستم جدیدی پرداخت. او شروع به استفاده از روش‌های آموزشی متفاوتی کرد: بدنسازی برای افزایش قدرت، دویدن برای افزایش استقامت، تمرینات کششی برای انعطاف پذیری و بسیاری از روش‌های دیگر که او دائماً در حال منطبق کردن با سیستمش بود.

لی بر آنچه که «روش بی روشی» می‌نامیدش بسیار تاکید داشت. ایده‌ای که بیانگر رهایی از روشهای فرمالیته -همان سبکهای سنتی- بود. بروس لی احساس می‌کرد سیستمی که او «جان فان کونگ فو» نامیده‌است، محدود کننده‌است و به همین خاطر آن را به آنچه که با نام جیت کان دو توصیفش کرد، تغییر شکل داد. نامی که بعدها از مطرح کردن آن اظهار پشیمانی کرد چون از نام جیت کان دو نیز ویژگی‌های خاصی برداشت می‌شد که هر سبکی به نوبه خود ادعا می‌کرد، درحالیکه ایدهٔ هنر رزمی او خروج از هر گونه عوامل محدود کننده بود.

 بازگشت به هنگ کنگ و تصمیم در ایفای نقش در چند فیلم

مجسمه بروس لی در هنگ کنگ
مجسمه بروس لی در هنگ کنگ

بروس لی بعد از بازی در چند سریال و فیلم مانند زنبور سبز٬ مارلو٬ لانگ استریت و .... در آمریکا تصمیم گرفت به هنگ گنگ بازگردد و برای هم میهنانش نیز چند فیلم بازی کند که بلافاصله با استقبال شرکت‌های فیلم سازی روبه رو شد اول فیلم راهب کوهتانگ و توسط استدیو گلدن هاروست و کارگردانی «لو وی» کارگردان معروف چینی به ایفای نقش در فیلم‌های رئیس بزرگ و مشت خشم پرداخت که این فیلم‌ها رکورد فروش تمامی فیلم‌های هنگ کنگی را شکست.

بعد از این فیلم‌ها همه به این نتیجه رسیدند که بدون شک بروس لی برترین رزمی کار دنیاست. سپس بروس لی خود تصمیم گرفت فیلم بسازد بدین منظور در سال ۱۹۷۲ شرکت فیلمسازی خود به نام «کنکورد» را دایر کرد و خود کارگردانی فیلم «راه اژدها» یا <<بازگشت اژدها>> را به عهده گرفت. این فیلم در هنگ کنگ مجدداً رکورد فروش فیلم‌های قبلی بروس را شکست.

در این دوران بروس لی با موج پیشنهادات شرکت‌های فیلم سازی مواجه گشت و وی در چهارمین فیلم معروف خود «بازی مرگ» به ایفای نقش پرداخت.در این فیلم توسط دشمنانش زخمی گشت اما درهنگ کنگ به دلیل فوت ناگهانی بروس لی از دنیا رفت و فیلم نا تمام باقی ماند.

 مطرح شدن در سراسر جهان و ایفای نقش در هالیوود

بعد از موفقیت بروس لی در هنگ کنگ هالیوود به سراغ بروس لی آمد و کمپانی برادران وارنر از وی خواست در فیلم «اژدها وارد می‌شود» به ایفای نقش بپردازد به همین دلیل بروس لی «بازی مرگ» را رها کرده و در «اژدها وارد می‌شود» که اولین فیلم جهانی وی به شمار می‌رفت به ایفای نقش پرداخت.

 مرگ

بروس لی در در ۲۰ ژوئیه ۱۹۷۳ با مرگ ناگهانی و مشکوک در هنگ کنگ بدرود حیات گفت. علت مرگ وی هنوز در هاله ای از ابهام باقی مانده اما شایعترین نظریه خونریزی مغزی بر اثر دارو‌های تجویز شده و حساسیت زیاد می‌باشد.

قبر او در سیاتل آمریکا در خیابان گارفیلد می‌باشد


+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم مهر 1386ساعت 21:6  توسط سعید دامغانی | 
امه لی مورسمو
محل تولد : سن ژرمن آن لی، فرانسه
سن : 25
رتبه بندی ا. تی. پی. : نفر سوم
مبلغ برد در مسابقات حرفه ای : 7081508 $
عناوين برد در مسابقات بزرگ : هيچ
آيا ميدانستيد كه در سپتامبر 2004 مورسمو اولين تنيس باز --- مرد يا زن --- فرانسوی شد كه از زمان شروع استفاده از كامپيوتر برای رتبه بندی بازيكنان، نفر اول در جهان شناخته شد؟


photo amelie mauresmo nue


amelie mauresmo photo


 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم مهر 1386ساعت 14:52  توسط سعید دامغانی | 
ليندزی دون پورت
سن : 28
رتبه بندی دبليو. تی. ا. : نفر اول
مبلغ برد در مسابقات حرفه ای: 19730814 $
عناوين برد در مسابقات بزرگ: جام ايالات متحده 1998، ويمبلدون 1999،جام استراليا 2000
آيا ميدانستيد كه در آوريل 2000 او يكی از 4 نفر زنی شد كه هم زمان عنوان قهرمانی زنان را در تنيس انفرادی و دوبل را دارا شد. به اين ترتيب او نيز به جمع مارتينا ناوراتيلووا، آرانتخا سانچس- ويكاريو، و مارتينا هينگيس پيوست؟


 

پنجاهمين قهرمانى داونپورت
- AP «ليندسى داونپورت» امريكايى با پيروزى ۲-۶ و ۴-۶ بر امه لى مورسمو فرانسوى فاتح تورنمنت بين المللى تنيس فيلد راشتاد آلمان شد و تعداد قهرمانى هاى خود را طى عمر ورزشى اش به عدد ۵۰ رساند. او دهمين تنيسور زنى است كه به چنين مرزى در رقابت هاى بين المللى رسيده است. به علاوه او براى دهمين بار متوالى بود كه مورسمو را مى برد و اين كار را در درجه اول با سرويس هاى سنگين اش انجام داد.

 LINDSAY DAVENPOR

 
+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم مهر 1386ساعت 14:12  توسط سعید دامغانی | 
 

 
ارغوان رضایی
ارغوان رضایی

ارغوان رضائی (۱۴ مارس ۱۹۸۷ (میلادی) در فرانسه)، تنیس‌باز ایرانی‌تبار مقیم فرانسه است. اگرچه او بیشتر به عنوان یک تنیس‌باز فرانسوی بازی می‌کند اما دو بار (در سال‌های ۲۰۰۱ و ۲۰۰۵) به عنوان بازیکن تیم بانوان ایران، در مسابقات اسلامی بانوان مدال طلا کسب کرده است.

رضائی در مسابقات سال۲۰۰۷ استانبول به مقام دوم رسید. این تنیس باز با غلبه بر تنیس بازان سرشناسی چون ماریا شاراپوا و ونوس ویلیامز پدیده این مسابقات لقب گرفت اما در دیدار پایانی این مسابقات به دلیل آسیب دیدگی از ادامه دادن مسابقه خودداری کرد

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم مهر 1386ساعت 23:14  توسط سعید دامغانی | 
ماریا شاراپووا

 
ماریا شاراپووا در حالی که جام قهرمانی Acura Classic سال ۲۰۰۶ را بالای سر دارد.
ماریا شاراپووا در حالی که جام قهرمانی Acura Classic سال ۲۰۰۶ را بالای سر دارد.

ماریا شاراپووا (به روسی Мари́я Ю́рьевна Шара́пова) (متولد ۱۹ آوریل ۱۹۸۷) تنیس‌باز مشهور روسی است، که در سال ۲۰۰۵ رتبه اول بین تنیس‌بازان زن دنیا را کسب کرد.

پدر و مادر وی اهل بلاروس هستند اما خود ماریا در شهر نیاگان در روسیه به دنیا آمد. پدرش او را در سن ۷ سالگی به امریکا برد. مادر وی به خاطر مشکل گرفتن روادید آن‌ها را همراهی نکرد. ماریا از آن زمان در امریکا زندگی می‌کند اگرچه ملیت روسی خود را حفظ کرده‌است.

شاراپووا در سال ۲۰۰۶ موفق شد در دو گرند اسلم (مسابقات اوپن امریکا و ویمبلدون) به مقام قهرمانی برسد. در طبقه‌بندی ماه مه ۲۰۰۷، او مقام دوم را در بین تمام تنیس‌بازان زن جهان دارد.

شاراپووا در سال ۲۰۰۶ بیشترین پرداخت مالی را در بین زنان ورزشکار داشت.

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم مهر 1386ساعت 23:13  توسط سعید دامغانی | 

 
 

ملکه فوتبال

براندی چاستين، ستاره آمريکايی فوتبال زنان دقيقا به ياد نمی آورد که چطور شد – فقط اينکه چند سال قبل در کشور کانادا هتلی را ترک می کرد که راهش به راه مردی مسن از کشوری آسيايی افتاد. او به خاطر می آورد، "به طرفم آمد و پرسيد، "تو براندی هستی، نه؟"" "هوا خيلی سرد بود. هميشه متعجب می شوم وقتی مردم مرا با نام خودم صدا می زنند."


براندی چاستين (1) دومين مشهورترين بازيکن فوتبال زنان در جهان است. او برای کسب دومين – و آخرين – مدال طلای المپيک خود تلاش کرد.

از جان ويلنر (2)

براندی چاستين، ستاره آمريکايی فوتبال زنان دقيقا به ياد نمی آورد که چطور شد – فقط اينکه چند سال قبل در کشور کانادا هتلی را ترک می کرد که راهش به راه مردی مسن از کشوری آسيايی افتاد. او به خاطر می آورد، "به طرفم آمد و پرسيد، "تو براندی هستی، نه؟"" "هوا خيلی سرد بود. هميشه متعجب می شوم وقتی مردم مرا با نام خودم صدا می زنند."

اما او نبايد متعجب شود. از همان شوت پنالتی که ايالات متحده را در بازی مقابل چين برنده جام جهانی زنان 1999 کرد، چاستين يکی از ورزشکاران زن مشهور جهان شده است. او اين پيروزی را همانند مردها جشن گرفت، به زانو افتاد و پيراهن خود را کند. اگرچه چاستين سينه بند ورزشی مشکی رنگ آبرومندی به تن داشت، اما اين حرکت جسورانه او را فورا مشهور و تبديل به تصوير ماندگار پيروزی جام جهانی کرد.

چاستين شهرت فراوان پيدا کرد. عکس او در حال جشن گرفتن شوت پنالتی اش برروی جلد مجلات بزرگ ملی چاپ شد. زادشهر او، شهر سن خوزه در ايالت کاليفرنيا، "روز براندی چاستين" برگزار کرد. او قراردادهای شناسانگری به ارزش گزارش شده 2 ميليون دلار امضا کرد و به برنامه تلويزيونی شبانه محبوب ديويد لترمن (3) هم دعوت شد. او در يک آگهی آبجوی بادوايزر (4) بازی کرد و صاحب شغلی در شبکه تلويزيونی فاکس (5) برای مصاحبه با بازيکنان آمريکايی فوتبال آمريکايی شد. او با پله (6) ديدار کرد و اولين پرتاب را در استاديوم يانکی (7)، خانه تيم بيس بال نيويورک يانکيز (8) انجام داد.

اما زندگی شخصی و حرفه ای چاستين چيزی بيش از اينها بود. با دو عنوان جام جهانی، 176 موفقيت بين المللی و مدال های طلا و نقره المپيک، او يکی از موفق ترين ورزشکاران بين المللی (چه مرد، چه زن) در تاريخ ورزش آمريکا است. و چاستين به پايان راه نرسيده. در همين ماه، او برای کسب دومين مدال طلای خود به عنوان عضو تيم المپيک ايالات متحده، در آتن تلاش خواهد کرد.

اين ماجرا چه به پيروزی خطم شود چه به شکست، برای چاستين لحظه ای احساسی خواهد بود. در 36 سالگی، او دومين با سن و سال ترين بازيکن تيم ايالات متحده است و می داند که اين بازی می تواند واپسين بازی او در صحنه جهانی باشد.

او می گويد، "خيلی وقت است که مشغول اين کار هستم و چيزهايی هست که می خواهم درگيرشان شوم. نمی توان با يقين گفت که ديگر تمام است اما دارد نزديک می شود."

با تمام شهرت و موفقيت چاستين، چه بسا بزرگترين کمک های او به ورزش فوتبال در خارج از زمين بازی بوده اند. تعهد خستگی ناپذير او در قبال ترويج اين ورزش –عموما در ميان بچه ها و خصوصا دخترها – کمک کرده تا فوتبال به طور ريشه ای در ايالات متحده کشش پيدا کند. همه ساله، او در ده ها حضور عمومی صدها امضا به دوستداران خود می دهد. گفته شده که ميا هام (9) که شناخته شده تر است، ستاره تيم ملی ايالات متحده است و چاستين روح آن است. اما او بيشتر از اين است. او از بسياری جهات، روح فوتبال زنان است.

لوری فير (10)، يکی از هم تيمی های چاستين در جام جهانی 99 می گويد، "خصوصيت براندی اين است که نقش ثانوی خود را خوب می فهمد و دوست دارد." او نه تنها يک بازيکن عالی است، بلکه تلاش زيادی در جهت ترويج اين ورزش می کند. او اين را يک مسئوليت می بيند – مسئوليت در برابر خود و در برابر ورزش زنان. ما بازيکنان فوتبال خيلی خوبی داريم، اما شخصيت هم لازم داريم. و براندی همين است."

فوتبال در خون

تقريبا سه دهه است که فوتبال زندگی چاستين را به خود اختصاص داده. او در سن خوزه، نزديک سان فرانسيسکو بزرگ شد و در هشت سالگی شروع به بازی کرد. هم پدر و هم مادر او به شدت درگير بودند: پدر او، راجر (11)، مربی تيم نوجوانان بود و مادر او، لارک (12)، به تماشای همه بازی ها می رفت. اغلب اوقات، لارک بوقی به همراه داشت تا صدايش در ميان صدای ديگر والدين شنيده شود.

قهرمان فوتبال دوران نوجوانی چاستين جورج بست (13) بود که شهرت بين المللی او در تيم منچستر يونايتد (14) آغاز شد و پايان کارش هم با تيم سن خوزه ارتکويکز (15)، عضو ليگ فوتبال آمريکای شمالی (16) بود. ليگ فوتبال آمريکای شمالی با ستاره های بين المللی مانند پله و فرانز بکن باور (17) در دهه 70 شکوفا شد و ورشکستگی فعلی اش علاقه چاستين به فوتبال مردان را کمرنگ نکرده است. او به طور مرتب بازی های ليگ اروپا را ضبط می کند.

باشگاه مورد علاقه او باشگاه آرسنال (18) انگلستان است. اما او کمتر به تيم ها و بيشتر به بازيکنان توجه دارد، مثل تيری هانری (19) از آرسنال، زيدان (20) از رئال مادريد (21)، و رونالدينو (22) از بارسلونا (23). و بعد سه بازيکن از تيم منچستر يونايتد: رايان گيگز (24)، تيم هاوارد (25) (دروازه بان آمريکايی) و البته روی کين (26). او می گويد، "او توله سگ سرسختی است."

به واقع که چاستين با اين ورزش ازدواج کرده است. شوهر او، جری اسميت (25)، مربی تيم زنان دانشگاه سانتا کلارا (28)، يکی از بهترين تيم های کالج در ايالات متحده است. در سال 1996 ازدواج کردند اما ماه عسل خود را به خاطر مشغله زياد دو سال به تعويق انداختند. وقتی که سرانجام وقت کافی پيدا شد، اين زوج شهر پاريس را انتخاب کردند – نه آنقدر برای تاريخ و زيبايی اين شهر که برای فوتبال آن. آنها مسافرت خود را طوری برنامه ريزی کردند تا همزمان با مسابقه نهايی جام جهانی مردان باشد.

اگرچه مشغله چاستين در طول سال ها به تدريج کمتر شده، اما غير عادی نيست که هفته ها بگذرد و چاستين و اسميت يکديگر را نبينند. آرون هايفتز (29)، يکی از مسئولين فوتبال ايالات متحده می گويد، "اين روزها همديگر را کمی بيشتر می بينند. اما هنوز خيلی نه. او هم يک مرد پر مشغله است."

علی رغم برنامه بسيار پر مشغله اش، چاستين هيچگاه ماموريت خود برای ترويج اين ورزش را از خاطر نبرد. هايفتز می گويد، "صدها داستان درباره براندی هست، اما من هميشه اتفاقی که در تمرين های المپيک 2000 افتاد را به خاطر خواهم داشت. هواداران از پشت حصار مشغول تماشای تمرين ها بودند. طول حصار 70 متر بود پس می توانيد تصور کنيد چند نفر آنجا بودند. وقتی تمرين تمام شد و بازيکنان ديگر زمين را ترک کردند، براندی به مدت نيم ساعت به مردم امضا می داد. آن همه هوادار و او به هر يک از آنها امضا داد."

مسير زندگی حرفه ای چاستين مسيری مستقيم به شهرت نبوده است. او در سال 1991 به عنوان يک بازيکن فروارد به تيم ملی دعوت شد و حضور خود را با پنج گل پی در پی در يک پيروزی عليه تيم مکزيک در بازی های کنفدراسيون فوتبال آمريکای شمالی و مرکزی و کارائيب (30) اعلام کرد. در اولين جام جهانی زنان در چين که آمريکا در آن به پيروزی رسيد، نام او پس از چند حضور از فهرست تيم خارج شد. (عادات تمرين او زير استاندارد بود و بر آمادگی او تاثير منفی گذاشته بود)

سه سال بعد، او با استقامت بيشتر به تيم ملی بازگشت، با بدنی سخت و موقعيتی جديد: مدافع. نقش او در کسب مدال طلا برای تيم ايالات متحده در بازی های تابستانی المپيک 1996 و بازی های گودويل (31) 1998 انکار ناپذير بود.

تا آن زمان، چاستين در ميان طرفداران فوتبال به خوبی شناخته شده بود اما نه در ميان آن دسته از افرادی که ورزش های اصلی، يعنی بيس بال، بسکتبال، و فوتبال آمريکايی، را دنبال می کنند. اما همه اينها در تابستان 99 با بازی تيم ملی در جام جهانی – که در آن سال در ايالات متحده برگزار شد – که داغ ترين خبر کشور شد تغيير کرد.

فير می گويد، "فقط طرفداران فوتبال نبودند که ما را تماشا می کردند. قضيه تبديل به يک پديده شد. يک سکو بود. اغلب زن ها تحت تاثير قرار گرفتند. به ياد دارم که زنی برايمان نامه ای نوشت و گفت که از کار و زندگی اش ناراضی بود و تماشای جام جهانی به او شجاعت داد تا کار خود را ترک و زندگی خود را تغيير دهد. همانجا متوجه شدم که مسئله فقط يک ورزش نيست. اما مدت ها بود که براندی به اين نکته پی برده بود."

پس وقتی با شوت پنالتی او برنده شدند، چاستين گفت که چرا مثل مردها و جلوی 90،000 طرفدار و 40 ميليون بيننده تلويزيون جشن نگيرد.

او می گويد، "لحظه بسيار کوتاهی بود در يک زندگی حرفه ای بلند و پر هيجان در زمين بازی. اميدوار هستم که آن لحظه معرف من نشود. اما اميد دارم که مردم را به فکر واداشته و به زن ها و مرد ها قدرت داده باشد."

چاستين چه کارهايی نکرده؟ او کشورهايی به گوناگونی هائيتی، برزيل، و چين را ديده اما تاکنون به خاورميانه سفر نکرده و اين سفری است که به آن اشتياق فراوان دارد. او می گويد، "دوست نزديکی دارم که اهل مراکش است و داستان هايی می شنوم از اينکه چقدر همه چيز در آنجا زيبا است."

آماده کردن زمينه برای آينده

در پی موفقيت در جام جهانی، مسئولين فوتبال و اعضای تيم ملی اولين ليگ حرفه ای زنان را در سال 2001 تشکيل دادند. انجمن متحد فوتبال زنان (32) که هشت تيم عضو داشت، در اولين فصل فعاليت خود به موفقيت دست يافت و تعداد ميانگين 8،295 طرفدار را به تماشای هر بازی جلب می کرد. چاستين در تيم سايبررِيز سن خوزه (33) که قهرمانی ليگ را ازآن خود کرد، بازی می کرد.

محبوبيت اين ورزش در سطح آماتور نيز سريعا رشد کرد. بر اساس يک مطالعه انجام شده توسط جامعه توليد تجهيزات ورزشی (34)، شمار بزرگسالانی که به اين ورزش می پردازند از سال 2000 تا 2002 سی درصد افزايش داشته و بالغ بر 6 ميليون کودک در همين مدت زمان بازيکن هميشگی شدند (با 25 روز يا بيشتر بازی در سال). آيا چاستين به تنهايی مسئول بود؟ خير. آيا او محرک اصلی بود. صد در صد.

هايفتز می گويد، "فقط براندی نيست؛ بازيکنان ديگر تيم هم هستند. اما به درستی که او نقش عظيمی داشت."

برخی از خاطرات مورد علاقه آن دوره چاستين در خارج از زمين رخ دادند. او از ديدن مادرها و دخترهايی که به تماشای بازی های می آمدند به وجد می آمد اما نه فقط به خاطر تاثير آن بر آينده اين ورزش، بلکه به خاطر تاثيری آن بر آينده اين جنسيت.

او می گويد، "فوتبال يک جنبه ورزشی دارد و يک جنبه اجتماعی. شرکت در تيم و گروه به انسان مهارت های رهبری و احترام به نفس می دهد و همچنين اين احساس را که هر چيزی با تلاش زياد به دست می آيد."

و گمان نکنيد که او نمی داند در جنوب مرزها چه شده، در جايی که تيم زنان مکزيک وارد بازی های المپيک شدند. "من مکزيک را به عنوان يک کشور جهان سوم نمی شناسم اما از لحاظ ورزش زنان مکزيک جهان سومی است. آنها کارهای باورنکردنی ای انجام داده اند. آنها قدم اول را در تغيير فرهنگ خود برداشته اند. اگر ما عاملی هر چند کوچک بوده ايم، به تمام زحماتش می ارزيد."

اما بعد از گذشت هفت سال باورنکردنی، قلب چاستين به درد آمد. دو سال پيش که او عضو تيم ملی بود اطلاع يافت که مادرش بر اثر آنوريسم مغزی در خواب درگذشته. چاستين روز بعد بازی کرد با اين استدلال که لارک اينچنين ترجيح می داد.

هفت ماه بعد، راجر از عوارض حاصل از يک سکته قلبی درگذشت. چاستين هنوز شوهر، برادرش چد (35)، و ورزشش را داشت. اما برای اولين بار، حتی وفادارترين طرفدارانش هم ديگر هر حرکت او را دنبال نمی کردند. او می گويد، "ياد گرفته ام که با مسائل جور ديگر روبرو شوم. با کمک دوست و فاميل می شود احساسات را متعادل کرد. تلاش من اين است."

کمتر از شش ماه بعد از مرگ پدرش، چاستين برای بازی در جام جهانی 2003 به تيم ملی پيوست. در نيمه اول اولين بازی در برابر سوئد، پای او شکست و از ادامه بازی در اين جام محروم ماند.

او سلامتی خود را برای فصل انجمن متحد فوتبال زنان به موقع به دست آورد اما مشکل اينجا بود که فصلی وجود نداشت. علی رغم سرمايه گذاری های انجام شده که رقم آن بالغ بر 100 ميليون دلار بود، ليگ عمليات خود را به دليل کمبود بودجه به حالت تعليق در آورده بود – همان سرنوشتی که اولين ليگ مردان در دهه 80 به آن دچار شد. کمک های شرکت های اسپانسر به انجمن متحد فوتبال زنان کمتر نيمی از مقاديری بود که مسئولين در اولين روزهای به وجود آمدن ليگ پيش بينی کرده بودند. او می گويد، "غمگين و سرخورده بودم."

حتی بعد از مرگ پدر و مادرش، شکستن پايش، و از ميان رفتن ليگش، او مايوس نشد. چاستين به جلو می تازد، تمرين پس از تمرين، حضور پس از حضور. يک مصاحبه اينجا، يک امضا آنجا. قبل از اينکه متوجه شود، نسل بعدی از راه می رسد و ميليون ها طرفدار بالقوه و هزاران بازيکن آتی با خود می آورد.

چه بعد از المپيک آتن بازنشسته شده چه تا 40 سالگی بازی کند، چاستين از ترويج ورزشی که به آن عشق می ورزد غافل نخواهد شد. او می گويد، "می توانيم در انتظار رشد خيلی بيشتری باشيم. من مديون اين ورزش هستم و می خواهم تا حد امکان آن را ترويج دهم چون اين فرصت را به من داده تا از درهايی عبور کنم که در غير اين صورت بررويم بسته می بود."


Brandi Chastain

 

 

 

 

 

 


Soccer at Santa Clara


 

 

 

 

 

 

 

 

 


 

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم مهر 1386ساعت 23:25  توسط سعید دامغانی | 
دو

دو (با تلفظ dow) یا دویدن نوعی حرکت در جانوران گوناگون است. پستانداران، پرندگان و خزندگان توانایی حرکت سریع دارند که به آن دویدن گفته می شود. همچنین دو به گروهی از ورزشهای دو و میدانی گفته می شود که ورزشکاران در آن به شیوه های گوناگون می دوند.

انواع مسابقه های دو

دوها در دو و میدانی به دسته‌های زیر تقسیم می‌‌شوند:

رکورها در دو و میدانی

                        ماده                رکورد مردان            رکورد زنان
                      ۱۰۰متر                  ۹.۷۷
                      ۲۰۰متر                 ۱۹.۳۲
                      ۴۰۰متر                 ۴۳.۱۸
                      ۸۰۰متر               ۱.۴۱.11
                     ۱۵۰۰متر               ۳.۲۶.۰۵
                     ۵۰۰۰متر              ۱۲.۵۳.۰۰
                    ۱۰۰۰۰متر              ۲۳.۰۰.۰۰
                     ۱۱۰۰متر م               ۱۲.۹۲
                      ۴۰۰متر م               ۴۷.۰۰ 
                     ۳۰۰۰متر م             ۷.۴۳.۰۰ 
                    ۱۰۰*۴متر                 ۳۷.۱۲
                    ۴۰۰*۴متر               ۲.۵۲.۱۲

 

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم مهر 1386ساعت 23:8  توسط سعید دامغانی | 
فوتبال آمریکایی

 

فوتبال آمریکایی نوعی ورزش است.

این ورزش در ایالات متحده آمریکا بسیار رایج است. برترین مسابقه این ورزش واقعه سوپربول متعلق به لیگ NFL است.


 سوپربول

در فوتبال آمریکایی حرفه ایی "سوپربول (superbowl)" مسابقه ای است برای انتخاب قهرمان لیگ فوتبال ملی (NFL) این مسابقه و مراسم های جانبی در یکشنبه سوپر بول برگذار می شود که همین مسابقه در طی سالیان دراز تبدیل به پربیننده ترین مسابفه ی تلویزیونی آمریکا گشته است . گرچه زمان پخش این مسابقه تعطیل رسمی نیست ، اما در زمان پخش آمریکا بصورت نیمه رسمی تعطیل می شود .در نیمه مسابقه نیز بسیاری از خواننده ها و موسیقی دان های مشهور به اجرای مسابقه می پردازند.


+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم مهر 1386ساعت 23:2  توسط سعید دامغانی | 
استیون جرارد

استیون جورج جرارد (زادهٔ ۳۰ مه ۱۹۸۰) (معروف به استیوی جی) فوتبالیستی انگلیسی است که در حال حاضر در باشگاه فوتبال لیورپول بازی می‌کند. او را از بهترین هافبک‌های حال حاضر جهان می‌دانند. او، پس از دیدیه دشان، جوان‌ترین کاپیتانی است که جام باشگاه‌های اروپا را بالای سر برده‌است (در قهرمانی لیورپول در جام ۲۰۰۵).

استوین جرارد
 
زندگی‌نامهٔ شخصی
 

جرارد در ویستون، مرسی‌ساید متولد شد و در هویتون، مرسی‌ساید بزرگ شد. او در وست‌دربی، لیورپول به دبیرستان کاتولیک کاردینال هینان می‌رفت.

بر خلاف بسیاری از اسطوره‌های تیم لیورپول همچون رابی فاولر، مایکل اوون و جیمی کاراگر، جرارد از زمان کودکی طرفدار لیورپول بود. تصادفا یکی از اقوام کم‌سن‌وسال‌تر او به نام آنتونی جرارد فوتبالیستی حرفه‌ای است که کار را با اورتون (رقیب سنتی لیورپول) آغاز کرد و اکنون در لیگ دستهٔ دوم انگلستان برای والسال بازی می‌کند.

جرارد در حال حاضر با الکساندرا کوران (Alexandra Curran) از مرسی‌ساید نامزد کرده‌است. او از سال ۲۰۰۲ با الکساندر رابطه داشت و از ۲۰۰۴ با او نامزد کرد. آن‌ها صاحب دو فرزند هستند و قرار است در تابستان ۲۰۰۷ ازدواج کنند. فرزندان استیون و الکساندر، لیلی-الا(Lilly-Ella) (زادهٔ ۲۳ فوریهٔ ۲۰۰۴) و لکسی(Lexie) (زادهٔ ۹ مه ۲۰۰۶) نام دارند.

زندگی ورزشی

 وضعیت کنونی :

جرارد معمولا به عنوان هافبک میانی بازی می‌کند گرچه در فصل ۲۰۰۵-۲۰۰۶ بیشتر به عنوان هافبک راست به میدان آمد. او گاها به عنوان دفاع راست نیز بازی کرده است که معروف‌ترین مثال آن وقت‌های اضافهٔ فینال جام باشگاه‌های اروپای ۲۰۰۵ است.

جرارد تمام عمر ورزشی خود را در لیورپول گذرانده‌است. او در ردهٔ زیرسن از سال ۱۹۸۹ (۹ سالگی) تا سال ۹۸ برای تیم‌های پایهٔ لیورپول بازی می‌کرد و از سال ۹۸ نیز برای تیم بزرگسالان لیورپول بازی می‌کند. او در حال حاضر شمارهٔ ۸ این تیم را به تن دارد و کاپیتان آن است. از سال ۹۸ تا بحال مجموعا در 341 بازی لیورپول حاضر بوده و 64 گل به ثمر رسانده‌است. (این آمار تنها آمار لیگ داخلی را دربر می‌گیرد و تا 5 سپتامبر ۲۰۰۶ به‌روز شده‌است).

جرارد در تیم ملی انگلستان شمارهٔ ۴ را به تن می‌کند . او از سال ۲۰۰۰ در این تیم بازی می‌کند و تا بحال در 49 بازی ملی حاضر بوده و 10 گل به ثمر رسانده‌است. (این آمار تا ۵ سپتامبر ۲۰۰۶ به روز شده‌است). در حال حاضر استیون کاپیتان دوم تیم ملی انگلستان است.

 تاریخچهٔ بازی

جرارد برای اولین بار در ۳۰ نوامبر ۱۹۹۸ برای لیورپول به میدان آمد. او در نیمهٔ دوم بازی مقابل بلک‌برن با وگارد هگم تعویض شد. اولین ۹۰ دقیقهٔ او در جام یوفا و بازی مقابل سلتاویگو بود و با این‌که لیورپول در آن شب شکست خورد، جرارد ۱۸ ساله نام خود را مطرح کرد. او در ۵ دسامبر ۱۹۹۹ در بازی مقابل شفیلد ونزدی اولین گل خود را بری لیورپول به ثمر رساند.

در سال ۲۰۰۱ او به عنوان بازی‌کن جوان سال در انگلستان از سوی «انجمن بازی‌کنان حرفه‌ای» انتخاب شد. در همان فصل او به همراه لیورپول به فینال سه جام راه یافت و در همهٔ آن‌ها بازی کرد. در فینال جام یوفا مقابل آلاوز گل دوم را به ثمر رساند.

در سپتامبر ۲۰۰۱ او در بازی معروف انگلستان مقابل آلمان (در مسابقات راه‌یابی به جام جهانی) یک گل به ثمر رساند و این اولین گل او برای تیم ملی انگلستان بود. انگلستان در آن بازی در خانهٔ حریف با نتیجهٔ پنج بر یک پیروز شد.

اما جرارد به علت مصدومیت نتوانست در جام جهانی ۲۰۰۲ حضور یابد. در تابستان ۲۰۰۴ چلسی وارد مذاکره برای خرید او شد اما نهایتا جرارد ماندن در لیورپول را ترجیح داد. دلایل این ماندن متفاوت و قابل بحث هستند. بعضی می‌گویند او می‌خواست پیش دوستان و خانواده‌اش بماند، بعضی می‌گویند مربی جدید لیورپولی‌ها، رافائل بنیتز، علت این انتخاب بود و بعضی می‌گویند طرفداران لیورپول او را به مرگ تهدید کرده بودند.

او در ۲۰ سپتامبر ۲۰۰۴ مقابل منچستر یونایتد مصدوم شد و این مصدومیت تا نوامبر آن سال او را از بازی محرم کرد.

در آخرین بازی مرحلهٔ گروهی جام باشگاه‌های اروپای همان سال جرارد از فاصلهٔ بیست و پنج یارد گلی حیاتی مقابل المپیاکوس یونان به ثمر رساند. لیورپول در آن بازی برای صعود نیاز به پیروزی با دو گل داشت و جرارد با به ثمر رساندن گل سوم صعود را تضمین کرد. خود جرارد آن گل را بهترین گلش برای لیورپول می‌داند.

از دیگر گل‌های معروف او گلی است که در فینال جام باشگاه‌ةای همان سال در ۲۵ می‌۲۰۰۵ در استانبول مقابل آث میلان به ثمر رساند. در آن هنگام آث میلان ۳ بر ۰ از لیورپول جلو بود و گل جرارد که با ضربهٔ سر به ثمر رسید آغاز بازی طوفانی لیورپولی‌ها بود. چند دقیقه بعد ولادیمیر اسمیچر گل دوم لیورپول را زد. سپس گنارو گاتوزو در یکی از حملات جرارد در محوطهٔ جریمه روی او خطا کرد، داور اعلام پنالتی کرد و ژابی آلونسو توپ را در دو ضرب به گل تبدیل کرد تا لیورپول ۳-۳ مساوی کند و نهایتا جام را فتح کند. فینال آن جام را کلا می‌توان اوج دورهٔ ورزشی جرارد دانست، خود او در مورد آن بازی گفته‌است:«چگونه می‌توانم پس از شبی مثل این، (لیورپول را) ترک کنم؟» او در آن مسابقات به عنوان باارزش‌ترین بازیکن فصل نیز انتخاب شد.

جرارد در فینال جام حذفی مقابل وست‌هام نیز به عنوان کاپیتان به میدان آمد و دو گل به ثمر رساند. گل دوم او در وقت‌های تلف‌شدهٔ نیمهٔ دوم به ثمر رسید و باعث به تساوی رسیدن بازی شد. جرارد از ۳۵ یاردی دروازهٔ شاکا هیسلوپ را باز کرد. گل او از طرف برنامهٔ مشهور «بازی روز» به عنوان گل فصل انتخاب شد و از بهترین گل‌های تاریخ جام حذفی انگلستان است. طبق محاسبات توپ او در یک ثانیه ۳۵ یارد را طی کرد و این بدین معنی است که حدود ۶۸ مایل در ساعت سرعت داشته‌است. در ضمن با این گل جرارد به افتخار بزرگی نایل آمد. او به عنوان یک هافبک در فینال چهار جام بزرگ گل زده بود. یعنی جام حذفی (۲۰۰۶ مقابل وست‌هام)، جام اتحادیه (۲۰۰۳ مقابل منچستر یونایتدجام یوفا (۲۰۰۱ مقابل آلاوز)، و جام باشگاه‌های اروپا (۲۰۰۵ مثابل آث میلان).

در ۸ ژولای ۲۰۰۵ پس از ماجراهایی جرارد نهایتا پیشنهاد چلسی را کنار زد و به همراه جیمی کاراگر قراردادش را به مدت چهار سال تمدید کرد.

در پایان فصل ۲۰۰۵-۲۰۰۶ او از طرف «انجمن بازی‌کنان حرفه‌ای» به عنوان بازی‌کن سال انگلستان انتخاب شد. از زمان جان بارنس در ۱۹۸۸ هیچ کس از لیورپول به چنین افتخاری نایل نیامده بود.

بعدها بنیتو فلورو، مدیر رئال مادرید، نیز برای خرید او وارد مذاکره شد اما جرارد با رد هرگونه پیشنهاد اعلام کرد:«تا وقتی که کسی بگوید مرا نمی‌خواهد، این‌جا می‌مانم!»

جرارد در نزدیکی‌های جام جهانی ۲۰۰۶ آلمان مصدومیت کوتاهی داشت و گفته می‌شد که شاید اولین بازی انگلستان را از دست بدهد. اما او به بازی آمد و به همراه تیمش پاراگوئه را یک بر صفر شکست دادند. این اولین حضور او در جام جهانی بود که یک کارت زرد نیز برایش به ارمغان داشت. جرارد در بازی دوم انگلستان مقابل ترینیداد و توباگو نیز به میدان آمد. در آن بازی انگلستان با گل پیتر کراوچ یک بر صفر جلو افتاد و سپس در دقیقهٔ ۹۱ جرارد گل دوم را به ثمر رساند تا صعود انگلستان مسجل شود. جالب است که این گل نیز مقابل شاکا هیسلوپ به ثمر رسید، یعنی همان دروازه‌بانی که در فینال جام حذفی از ۳۵ یاردی از جرارد گل خورده بود.

جرارد در بازی سوم مقابل سوئد استراحت داده شد تا کارت دیگری دریافت نکند و از بازی بعدی محروم نشود اما به عنوان ذخیره به میدان آمد و دروازهٔ سوئد را باز کرد. جرارد در یک هشتم نهایی مقابل اکوادور نیز به میدان آمد و در پیروزی انگلستان نفش داشت. در یک چهارم نهایی انگلستان مقابل پرتغال ابتدا به تساوی صفر بر صفر رسید و کار به پنالتی کشیده شد. در پنالتی‌ها جرارد و دو هم تیمی اش پنالتی‌هاشان را گل نکردند تا انگلستان از جام حذف شود.

 افتخارات

 با لیورپول

  • قهرمانی جام یوفا، جام حذفی و جام اتحادیه در فصل ۲۰۰۰-۲۰۰۱
  • قهرمانی جام خیریه و سوپرکاپ اروپا و نایب قهرمانی لیگ برتر در فصل ۲۰۰۱-۲۰۰۲
  • قهرمانی جام اتحادیه و نایب قهرمانی جام خیریه در فصل ۲۰۰۲-۲۰۰۳
  • قهرمانی جام قهرمانان اروپا و نایب قهرمانی جام اتحادیه در فصل ۲۰۰۴-۲۰۰۵
  • قهرمانی جام حذفی و سوپرکاپ اروپا و نایب قهرمانی جام باشگاه‌های جهان در فصل ۲۰۰۵-۲۰۰۶
  • قهرمانی جام خیریه ۲۰۰۶

 جوایز شخصی


 
+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم مهر 1386ساعت 14:51  توسط سعید دامغانی | 
رونالدینیو

رونالدو ده آسیس موریرا (زادهٔ 21 مارس 1980 در پورتو آلگره، برزیل) فوتبالیست مشهور برزیلی است که بیشتر با نام رونالدینیو گائوچو یا تنها «رونالدینیو» شناخته می‌شود. رونالدینیو در زبان پرتغالی به معنی «رونالدوی کوچک»‌ است و جهت تمیز دادن او از رونالدو استفاده می‌شود.

رونالدینیو در حال حاضر در بارسلونای اسپانیا بازی می‌کند و با این تیم به قهرمانی لیگ اسپانیا (2 بار) و جام قهرمانان اروپا رسیده است. او تا بحال دو بار از سوی فیفا به عنوان بهترین بازی‌کن سال برگزیده شده است.

او در ضمن از موفق‌ترین بازیکنان تیم ملی برزیل است و با این تیم به قهرمانی جام جهانی 2002 رسیده است.

تیم ملی برزیل

رونالدینیو در تیم زیر 17 سال برزیل شرکت داشت و در جام جهانی زیر 17 سال مصر 1997 برای برزیل به میدان آمد و درخشید. رونالدینیو اولین بار در 19 سالگی و در 1999 به تیم ملی بزرگسالان برزیل دعوت شد و در 26 ژوئن آن سال برای اولین بار مقابل لاتویا به میدان آمد. اولین تورنمنتی که او در آن شرکت داشت جام ملت‌های آمریکای جنوبی 1999 بود که او در اولین بازی خود در آن (در مقابل ونزوئلȧ)‌ گلی را به ثمر رساند و در پیروزی برزیل نقش داشت.

رونالدینیو در فتح جام جهانی 2002 توسط برزیل نیز نقش داشت و مشخصا در مرحله‌ی یک چهارم نهایی از روی ضربه‌ی آزاد و از فاصله‌ی 25 متری دروازه‌ی انگلستان را گشود. او در همان بازی به علت خطا روی دنی میلز اخراج شد و نیمه نهایی را از دست داد اما مجدداً در فینال به میدان آمد و در پیروزی دو بر صفر مقابل آلمان و فتح جام شرکت داشت.

در 9 ژوئن 2005 او به عنوان کاپیتان تیم ملی برزیل در مسابقات جام کنفدراسیون‌ها شرکت کرد و به همراه برزیل فاتح آن مسابفات شد. فینال آن بازی‌ها بین آرژانتین و برزیل بود که به پیروزی 4-1 برزیلی‌ها انجامید و رونالدینیو بهترین بازیکن این دیدار شناخته شد.

رونالدینیو در تیم برزیل برای جام جهانی 2006 حضور دارد و انتظار می‌رود از بهترین بازی‌کنان این تیم و کل جام باشد.

باشگاهی

 گرمیو

رونالدینیو فوتبال حرفه‌ای را از تیم جوانان گرمیو (در شهر پورتو آلگره)‌ شروع کرد. اولین مربی او لوئیس فیلیپ اسکولاری بود که بعدها در فتح جام جهانی 2002 نیز مربی او شد. او برای اولین بار در جام باشگاه‌های آمریکای جنوبی در تیم بزرگسالان به دنیا آمد و سبک بازی، شم گلزنی، و قدرت کنترل توپ توسط او به شهرتش انجامید و نهایتا در 1999 در سن 19 سالگی به تیم ملی برزیل دعوت شد.

او در سال 2001 درصدد جدایی از گرمیو بود و از بسیاری از باشگاه‌ها بخصوص باشگاه‌های انگلیسی پیشنهاد داشت. علیرغم تمام این پیشنهادات (و برای مثال پیشنهاد باشگاه لیدز با رقمی نجومی)‌ او به لیگ فرانسه رفت و با پاری سن ژرمن قراردادی پنج ساله بست.

 پاری سن ژرمن

در 2001 رونالدینیو از گرمیو جدا شد و به پاری سن ژرمن پیوست. او در پاری سن ژرمن با مربی، لوئیس فرناندز، مشکلاتی داشت و مربی مدعی بود که او بیش از حد درگیر ذرق و برق پاریس و مسائل حاشیه‌ای است.

پس از جام جهانی و درخشش ویژه‌ی او رونالدینیو مورد پیشنهادات بسیار قرار گرفت و بالاخره در 2003 قصد جدایی خود را اعلام کرد. نتیجتا باشگاه‌های بزرگ جهان همگی شروع به ارائه‌ی پیشنهادهای خود کردند. منچستر یونایتد و بارسلونا مهم‌ترین پیشنهاد‌دهنده‌ها بودند.

سربازان کاتالونیا==== بارسلونا ====

در 19 ژولای 2003 رونالدینیو با مبلغ 18 میلیون پاوند به بارسلونا پیوست. خوان لاپورتا، رئیس وقت بارسلونا، ابتدا قول آوردن دیوید بکهام را به هواداران داده بود اما پیوستن بکهام به رئال مادرید او را بر آن داشت که به دنبال رونالدینیو برود و نهایتا از سد رقبایی چون منچستر یونایتد گذاشت و رونالدینیو را جذب کرد. بدین ترتیب رونالدینیو در میان بازار شایعات به باشگاهی پیوست که قبلا برزیلی‌های بسیاری را در پرورش داده بود: اواریستو، روماریو،‌رونالدو و ریوالدو.

رونالدینیو از همان ابتدا هنر خود را در بارسلونا نیز نشان داد. او در بازی تدارکاتی مقابل آث میلان گلی به ثمر رساند و از پایه‌های پیروزی 2 بر صفر تیمش بود. این اولین گل او برای بارسلونا بود.

او در اولین فصل حضورش در لالیگا به همراه بارسلونا به نایب قهرمانی آن رسید.در 20 دسامبر 2004 رونالدینیو از سوی فیفا به عنوان بازی‌کن برگزیده‌ی سال انتخاب شد و در این راه تیری آنری و آندری شوچنکو را مغلوب کرد.

در 19 نوامبر 2005 هنرنمایی رونالدینیو و به ثمر رساندن دو گل از سمت او بود که باعث پیروزی سه بر صفر بارسلونا مقابل رئال مادرید شد. رونالدینیو در سال 2004 و 2005 به خوبی برای تیمش به میدان رفت و به عنوان بهترین بازی‌کن اروپا و بهترین مهاجم جام قهرمانان اروپا انتخاب شد. رونالدینیو سومین فوتبالیست برزیلی تاریخ است که عنوان بهترین بازی‌کن سال اروپا را به دست می‌آورد. او در 19 دسامبر 2005 دوباره به عنوان بهترین بازی‌کن سال انتخاب شد و این عنوان را از فرانک لمپارد و ساموئل اتوو ربود. رونالدینیو در سال 2006 نیز در جام قهرمانان اروپا برای بارسلونا به میدان آمد. در 7 مارس 2006 او در بازی برگشت مقابل چلسی (در نوکمپ) انتقام سال گذشته را با به ثمر رساندن یک گل در تساوی یک بر یک مقابل چلسی گرفت. این تساوی باعث صعود بارسلونا به یک چهارم نهایی بازی‌ها شد. جلوه‌ی دیگر رونالدینیو در 18 آپریل 2006 و بازی رفت نیمه‌نهایی مقابل آث میلان بود که رونالدینیو با پاس خود، پایه‌گذار تک گل بازی توسط لودویک ژولی شد. بازی برگشت نیز بدون گل تمام شد تا رونالدینیو به همراه بارسلونا به فینال بازی‌ها راه پیدا کند. در این میان در 3 می 2006 بارسلونا با شکست دادن یک بر صفر سلتاویگو قهرمان لیگ اسپانیا شد و رونالدینیو نیز این افتخار را به کارنامه‌اش افزود. تنها چند هفته بعد، در 17 می 2006، بارسلونا به فینال جام باشگاه‌های اروپا رفت و آن‌جا آرسنال را 2 بر یک مغلوب کرد. رونالدینیو این فصل را با مجموع 25 گل تمام کرد که تابحال بهترین رکورد او است. اطلاعات بیشتر در سربازان کاتالونیا

 زندگی شخصی

مادر رونالدینیو، میگوئلینا،‌ سابقا فروشنده‌ی خانه‌به‌خانه بوده است و اکنون پرستار است. پدر او،‌ژائو، کارگر کشتی بود و در ضمن فوتبالیست آماتوری برای تیم کروزیرو. ژائو هنگام هشت سالگی رونالدینیو هنگام شنا در استخر خانوادگی دچار حمله‌ی قلبی شد و درگذشت. برادر بزرگ رونالدینیو،‌ روبرتو، در سطح حرفه‌ای و برای باشگاه گرمیو بازی می‌کرد اما مصدومیت باعث شد فوتبال را کنار بگذارد. او در حال حاضر مدیر برنامه‌های رونالدینیو است.

رونالدینیو با خاناینا ناتیل ویانا مندس، رقاصه‌ای که سابقه‌ی شرکت در برنامه‌ی تلویزیونی "دومینگائو ده فائوستائو" را داشت، ازدواج کرد و در 25 فوریه 2005 صاحب اولین فرزند خود از خاناینا شد و او را به یاد پدرش ژائو نام‌گذاری کرد.

معروف است که او از کودکی به فوتسال و فوتبال ساحلی علاقه داشت و استعدادش به همان‌جا برمی‌گردد.

رونالدینیو در ضمن از طرفداران پر و پا قرص موسیقی برزیلی است و با دوستانش طبل می‌نوازد و آواز می‌خواند.


رونالدینیو

 


  رونالدو دی آسیس موریرا  - متولد 21 مارس 1980 که در دنیای فوتبال به رونالدینیو گاوچو مشهور است. رونالدینو در زبان پرتغالی به معنای رونالدو کوچک است و در اصل این اسم را برای خود انتخاب کرد تا خودش را با رونالدو اصلی مجزا کند. رونالدینیو دو بار مقام بازیکن سال جهان را کسب کرده و همچنین بازیکن سال اروپا و چند مقام دیگر که به جرعت بهترین بازیکن است ولی خودش در یک مصاحبه با مجله چهار چهار دو ادعا کرد که اصلا احساس بهترین نمی کنم.
تاریخچه: دوران کودکی: توانایی ها و استعداد های فوتبال او در دوران کودکی زمانی که فوتبال ساحلی انجام میداد شکوفا شد. اولین اوج قدرت او در دوران کودکی زمانی بود که به تیم حریف 23 گل را زد با اینکه 13 سال سن بیشتر نداشت.
در همین راستا در بازیهای قهرمانی زیر 17 سال جهان هند آقای گل مسابقات شد.
برزیل
در سال 1999 به تیم ملی برزیل معرفی شد. اولین بازی او در تیم ملی 26 زوئن 1999 بود که به تیم ونزوئلا یک گل زد که باعث شد برزیل فاتح جام آمریکا شود.
در سال 2002 رونالدینیو کمک فراوانی را برای پیروز شدن برزیل در جام جهانی کرد. یکی از نکات جالب توجه در بازی او در جام جهانی ضربه آزادی بود که از فاصله 35 متری به طرف دروازه انگلستان زد و گل شد. اگرچه در همان بازی به خاطر خطا برروی دانی میلز از بازی اخراج شد.
در 29 زوئن 2005 با عنوان کاپیتانی تیم برزیل را فاتح جام کنفدراسیون ها کرد و مرد اول مسابقه شد .
حرفه اش با بازی در تیم جوانان گرمیو با مربی گری لویز فیلیپو اسکولاری که بعد ها مربی تیم برزیل شد آغاز شد. اولین بار چهره او در سال 1998 در جام لیبراتورز با گل زنی فراوانش به نمایش در آمد .. یکی از شاخصه های بارز او در کنترل توپ و گل زنی است.
وقتی بازی او در گرمیو داشت به پایان می رسید باشگاه های زیادی از جمله باشگاههای دسته اول انگلستان از او دعوت کردند . او حتی یک قرار داد 50 میلیون دلاری را نیز رد کرد و در نهایت یک قرار داد 5 ساله را با پاریس انزرمن بست.
در اول سپتامبر 2005 به تیم بارسلونا رفت و یک قرار داد 2 ساله با آنها بست
در دسامبر 2005 نویسنده مشهور برزیلی موراسیو دی سوسا از خلق کتابی که شخصیت های اصلیش از رونالدینو و مادر و برادرش نشعت می گرفتند داد. در فبریه 2005 صاحب یک پسر به نام جوا شد.
 

 
+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم مهر 1386ساعت 14:44  توسط سعید دامغانی | 
آ اس رم

آ س رم یکی از باشگاههای دسته اول (سری آ) ایتالیاست این باشگاه در فصل گذشته در این دسته بعد از تیم فیورنتینا پنجم شد و نایب قهرمان امسال جام حذفی ایتالیا شد این باشگاه توانست در فصل ۹۹-۲۰۰۰ مقام اول این لیگ را دریافت کند.

ورزشگاه این تیم ورزشگاه المپیک رم نام دارد. این تیم در سال ۱۹۲۷ تأسیس شد و مربی این تیم اسپالتی است. این تیم تیمی مردمی ودر عین حال محبوب است ونه تنها توتی بلکه بزرگانی همچون فالکائو،پروزو،کارلو آنچلوتی (مربی موفق آث میلان)و برونو کونتی (یکی از اعضای موءثر تیم ملی ایتالیا در قهرمانی جهان)را به دنیای توپ گرد معرفی کرده است اما از دیگرنکات جالب مربوط به این تیم می‌توان به القاب مختلف تیم و بازیکنانش اشاره داشت در زیر به معرفی بیشتر باشگاه می‌پردازم: اسامی مستعار باشگاه:گرگهای شهر رم،زرد وقرمزها،جیالوروسیهای رم نام کامل باشگاه:آسوسیاتزونی اسپورتیوا روما آ.اس.رم

  • رئیس باشگاه :فرانکو سنسی
  • مدیر باشگاه :فابریتزیو لوچسی
  • زمین تمرین: سنتر و اسپرتیو و برناردینی
  • ورزشگاه:المپیک رم ۸۲ هزار نفر
  • لباس اصلی: پیراهن قرمز
  • افتخارات باشگاه:

۳بار قهرمانی لیگ به سالهای۲۰۰۱ و ۱۹۸۳ و ۱۹۴۲


۷بار قهرمانی جام حذفی اولین بار در سال ۱۹۶۳-۶۴ آخرین بار در سال ۱۹۹۰-۹۱

یک بار قهرمانی در سوپر جام

افتخارات اروپایی:

فیرکاپ ۱۹۶۱وجام آنگلو ۱۹۷۲


 
+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم مهر 1386ساعت 14:30  توسط سعید دامغانی | 
فرانچسکو توتی

«فرانچسکو توتی» فوتبالیست ایتالیایی است که از سن ۱۰ یا ۱۱ سالگی در باشگاه ورزشی آ اس رم بازی کرده. او جز معدود بازیکنانی است که در باشگاه اولشان ماندند. از دلایل محبوبیت او می‌توان به ضربه‌های ایستگاهی و مهارتهای تکنیکی‌اش اشاره کرد.

توتی در اوت ۲۰۰۴ بعد از روبرتو باجو و الکساندر دل‌پیرو محبوبترین فوتبالیست‌ ایتالیا شناخته شد. او با ایلاری بلاسی، مدل و مجری شبکهٔ تلویزیونی «رای» (از شبکه‌های تلویزیونی معتبر در ایتالیا) ازدواج کرده‌است، اولین فرزند آنها، کریستین، در ۱۵ آبان سال ۱۳۸۴ به دنیا آمد.از جمله القاب او:شاهزادهٔ شهر رم-سزار و کاپیتانو است.

او یک سفیر حسن نیت برای یونیسف است. توتی دو کتاب جک منتشر کرده‌است که پول آن صرف امور خیریه برای کودکان می‌شود. این کتاب‌ها ماه‌ها جز پرفروش ترین کتابها بودند. بعضی از این جک‌ها دربارهٔ خود توتی و بعضی از هم تیمی‌هایش مانند: دل پیرو، بوفـــُن، نستا و کاسانو بودند.

بهترین دوست توتی، برادرش، ریکاردو است. هرچند توتی همیشه میگوید که وقتی بچه بودند برادرش بازیکن بهتری بوده‌است، اما او در این راه بدشانس بوده‌است. الان ریکاردو وکالت توتی را به عهده دارد.

فوتبال ایتالیا همواره شاهد ظهور اسطوره‌هایی بوده‌است.از ریورا ؛ فاکتی ، جنتو تا ،باجو ،زوف ،جنتیله آلتوبلی و اکنون در نسل دیگر از فوتبال سرزمین چکمه نام‌های ویری ،توتی ،اینزاگی و... نگاه‌ها را به سوی خودجذب کرده‌است.

البته درخشش این نوع ستاره‌های ایتالیایی در حضور سایر بازیکنان مشهور دنیای فوتبال که همه ساله به سوی ایتالیا سرازیر می‌شوند قابل تحسین است.

فرانچسکو توتی ۲۷ سپتامبر سال ۱۹۷۶ در شهر رم به دنیا آمد پدر او انزو و مادرش فیورلا بود.از همان کودکی با تشویق پدر و مادرش علاقه وافری به فوتبال پیدا کرد.

توتی فوتبال را در زادگاهش آغاز کرد و در دوران کودکی در رویاهای خود بازی در تیم مطرح این شهر را ترسیم می‌کرد . در آن زمان رییس باشگاه لاتزیو (رقیب همشهری ا.س.رم) همسایهٔ آنها بود، و با دیدن بازی او در خیابان به توانایی او پی برده بود و می‌خواست او را به باشگاه لاتزیو ببرد اما او به خاطر علاقه‌ای که به باشگاه رم داشت پیشنهاد او را رد کرد...دیری نپائید که استعدادهای او شکفته شد و در نهایت در سال ۱۹۹۲ به تیم آاس رم ملحق شد. و برای اولین بار در ۲۸ مارس ۱۹۹۳در کالچو به میدان رفت. در آن دیدار برشیا میزبان آ.اس رم بود که رمی‌ها آن دیدار را با نتیجه ۲ بر صفر بردند .او دیگر از رم جدا نشده و تاکنون در این تیم به بازی پرداخته‌است .

توتی مهاجمی است با خصوصیات متفاوت قدرت دریبلینگ بالا و شلیک‌های مهارنشدنی. علاوه بر آن توانایی توتی در بازی با سر نیز خیره کننده‌است.او با ۱۸۰ سانتیمتر قد و وزن ۸۰ کیلو گرم همواره یک مهاجم پر قدرت به شمار می‌رود. وی تاکنون بیش از ۱۲۰ گل در مسابقات اسکودتو برای رم به ثمر رسانده‌است


 
+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم مهر 1386ساعت 14:28  توسط سعید دامغانی | 

 

 


از سوی اتحادیه بین المللی فوتبالیست های حرفه ای؛
كاكا بهترين بازيكن جهان شد
 

FootballRoad - اتحاديه بين‌المللي فوتباليست ‌هاي حرفه‌ ای كاكا را به عنوان بهترين بازيكن جهان انتخاب كرد.

كاكا مهاجم تيم ميلان به دليل نقش موثر در موفقيت ميلان در جام باشگاه های اروپا و پايان دادن اين رقابت‌ ها با 10 گل زده كه شامل 3 گل زده به منچستر يونايتد در مرحله نيمه نهايي بود، از سوي 45 هزار بازيكن عضو اين اتحاديه به عنوان بازيكن برتر سال انتخاب شد.

اين بازيكن 25 ساله برزيلي درباره موفقيت تازه خود گفت: "من به دريافت اين جايزه مفتخر شدم و دنبال كردن دوست خوبم و بازيكن بزرگي مثل رونالدينيو اين عنوان را با يك جايزه خيلي خاص بدل مي‌كند."

رونالدينيو مهاجم بارسلونا و هم وطن كاكا در دو سال گذشته دو بار توانست عنوان بهترين بازيكن سال را از آن خود كند و در سومين سال كاكا به اين عنوان دست يافت.


يازده بازيكن برتر سال جهان از ديدگاه اتحاديه بين المللي فوتباليست‌هاي حرفه اي بدين شرح است:

جيان لوييجي بوفون (ايتاليا - يوونتوس)، الساندرو نستا (ايتاليا - ميلان)، فابيو كاناوارو (ايتاليا - رئال مادريد)، جان تري (انگليس - چلسي)، كارلوس پويول (اسپانيا - بارسلونا)، استيون جرارد (انگليس - ليورپول)، كريستين رونالدو (پرتغال - منچستر يونايتد)، كاكا (برزيل - ميلان)، ليونل مسي (آرژانتين - بارسلونا)، ديديه دروگبا (ساحل عاج - چلسي) و رونالدينيو (برزيل - بارسلونا).

 

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم مهر 1386ساعت 14:55  توسط سعید دامغانی | 

باشگاه فوتبال بارسلونا

 

باشگاه فوتبال بارسلونا
لوگوی باشگاه بارسلونا
لقب(ها) بارسا

کولرز

سرخ آبی‌ها

بنیانگذاری ۲۹ نوامبر ۱۸۹۹
ورزشگاه نیو کمپ
گنجایش ۹۸، ۷۸۷
مدیرعامل خوان لاپورتا
سرمربی جوزپ (پپ) گواردیولا
لیگ لا لیگا
۲۰۰۸ - ۲۰۰۷ سوم
Team colours Team colours Team colours
Team colours
Team colours
 
میزبان
Team colours Team colours Team colours
Team colours
Team colours
 
مهمان

اولین جرقه‌های تاسیس باشگاه بارسلونا در ذهن خوان گامپر زده شد, تاسیس تیمی مردمی اولین هدف گامپر بود. تیمی که اولین بازیکنانش توسط یک آگهی که در روزنامه آن زمان ایالت کاتالونیا چاپ شد به تیم ملحق شدند. خوان گامپر در این آگهی از تمام افرادی که با ورزش نسبتا ناشناخته فوتبال در آن زمان آشنایی داشتند، دعوت به همکاری کرد.

بدین شکل در تاریخ ۲۹ نوامبر ۱۸۹۹ یازده سرباز علاقمند به فوتبال و بارسلونا به دعوت گامپر پاسخ گفتند و باشگاه بارسلونا بوجود آمد. یقینا هیچ کدام از این اشخاص هرگز تصور نمیکردند که روزی بارسلونا به این عظمت و شکوه برسد که تمام جامهای اروپایی و اسپانیایی را فتح کند و محلی شود برای حضور بزرگترین بازیکنان تاریخ فوتبال.


هر ساله برای بزرگداشت این نام بزرگ یک مسابقه تحت عنوان جام خوان گامپر برگزار می‌شود. (بین بارسلونا و یکی از تیم‌های موفق سایر لیگ‌های اروپایی، مثلا قهرمان لیگ سری آ یا قهرمان بوندس لیگا و یا همانند سال گذشته با تیمی که یک یا دو عنوان را در فصل اخیر از آن خود کرده‌است.)

بارسا برای کسب اولین عنوان قهرمانی خود مدت زیادی انتظار نکشید. آنها در سال ۱۹۰۱ موفق شدند به اولین قهرمانی خود در جامی با عنوان کوپا ماکایا دست پیدا کنند و این تنها قهرمانی بارسا در این جام است.

سالهای طلایی

بازیکنان افسانه‌ای آن دوران مانند آلسانترا, زامورا و وسامیتیر در ترقی دادن باشگاه نقش بزرگی داشتند و به واقع می‌شود سالهای حضور این بازیکنان در باشگاه بارسلونا را جزو سالهای طلائی بارسا نامید. در این دوران بارسا به یکی از قدرتهای بزرگ اسپانیا و ایالت کاتالونیا بدل شده بود, به گونه‌ای که در آن سالها موفق شدند به اولین قهرمانی خود در لیگ و در فصل ۱۹۲۸/۲۹ دست پیدا کنند.

جنگ و شروعی دوباره

در آن سال‌ها که اسپانیا سرگرم جنگ و نزاع‌های سیاسی خودش بود, باشگاه نیز مانند بسیاری از باشگاههای دیگر از جنگ در امان نماند و آسیبهای بسیاری دید و تلخ ترین سالهای بارسا در این زمانها رقم خورد. در سال ۱۹۴۰ اهالی بارسا دوباره توانستند فعالیت خود را شروع کنند و سعی در ساختن تیم و باشگاهی در حد نام ایالت کاتالونیا نمودند و موفق شدند پس از پنج سال یک قهرمانی دیگر در لیگ بدست آورند. این قهرمانی مدیون فداکاری‌های بازیکنانی نظیر: سزار, والاسکو و... بود که در این پیروزی‌ها نقشی انکار ناشدنی داشتند.


اسامی تیم قهرمان سال ۱۹۴۵:

والاسکو, کویکو, والرون, الیاس, کورتا, کالو, بنیتو, رایش, گونزالوو II, کالوت,سیرا, سانز, کارو,سوسپدرا, واله, اسکولا, ماریانو مارتینز, گونزالوو III, براوو, روودا, باسیلو, ریبا, سزار, سگوئر

کوبالا

در سال ۱۹۵۰ بارسا یک بازیکن بزرگ و نابغه را در ترکیب خود دید. کوبالا بازیکنی که در خط حمله بازی می‌کرد و دارای نبوغ عجیبی بود. در طی سالهای حضور وی در باشگاه بزرگ بارسلونا کمتر پیش می‌آمد که بارسلونا مسابقه‌ای را با پیروزی پشت سر نگذارد. حضور وی در بارسا موجب شده بود بارسا به یکی از قدرتهای آن زمان بدل شود. کوبولا به همراه باسورا و سزار یک خط حمله رویائی را تشکیل داده بودند و کمتر تیمی بود که از گزند این سه مهاجم آماده در امان بماند. کوبالا بازیکنی با سه ملیت مجار, چک و اسپانیایی بود که برای هر سه تیم به میدان رفت.

نیوکمپ

در سال ۱۹۵۷ درهای ورزشگاه عظیمی به نام نیوکمپ به روی عموم گشوده شد. این ورزشگاه برای حضور نود هزار نفر گنجایش داشت که در زمان خودش حضور این تعداد تماشاگر برای دیدن یک مسابقه فوتبال بسیار عجیب بود. این ورزشگاه بزرگترین ورزشگاه جهان بود که در آن زمان ساخته شد. گنجایش این ورزشگاه پس از مرمت و بازسازی در سالهای گذشته به یکصد و پانزده هزار نفر افزایش یافت. بارسا در این ورزشگاه موفق شد اولین جام اروپایی خود را در مقابل یک تیم لندنی بدست آورد و در نیوکمپ این تیم را با ۶ گل بدرقه کند تا در بازی برگشت با کسب نتیجه مساوی دو بر دو به عنوان قهرمانی دست پیدا کند.

طراح و معمار این ورزشگاه عظیم و مخوف شخصی به نام سانتیر بود. یادگاری وی برای همیشه نزد هواداران پر شور بارسا باقی خواهد ماند و مانند گذشته یک مکان مقدس برای آسولگرانا به حساب خواهد آمد.


یوهان کرایف افسانه‌ای

در سال ۱۹۷۳ مرد افسانه‌ای فوتبال هلند با بارسلونا قرار داد بست. بازیکنی تیز هوش, سریع و جنگنده که تکنیک منحصر به فردی داشت. حضور کرایف در بارسلونا به تنهایی برای شکست دادن رئال مادرید در آن سالها کافی بود. در آن سالها بارسلونا موفق شد با حضور کرایف رئال مادرید مغرور را که از طرف دولت وقت اسپانیا به شدت حمایت می‌شد با پنج گل در هم بکوبد. بارسا با حضور کرایف در بازیهای بسیاری در مقابل رئال مادرید پر مدعا به پیروزی رسید و این آغاز افسانه کرایف در بارسلونا بود. در خلال این سالها باشگاه بارسلونا هفتاد هزار عضو رسمی و ثبت شده داشت که این در آن زمان در نوع خود بی نظیر بود و یک رکورد محسوب می‌شد و هیچ باشگاهی در جهان وجود نداشت که این تعداد هوادار رسمی داشته باشد.


افتخارات اروپایی و تیم رویایی

در خلال سالهای ۱۹۹۰ تا ۱۹۹۴ یوهان کرایف به همراه «تیم رویایی» (لقب این تیم در آن سالها: Dream Team) موفق شد چهار بار پیاپی قهرمان لیگ اسپانیا شود. در سال ۱۹۹۲ بارسلونا در فینال لیگ قهرمانان اروپا موفق شد با گل دقیقه ۱۱۱ رونالد کومان سمپدوریا که در آن زمان بسیار عالی بازی می‌کرد، را شکست دهد و اولین قهرمانی اروپا را جشن بگیرد. در همان سال بارسلونا با شکست دادن وردربرمن در نیوکمپ و با نتیجه دو بر یک موفق شد اولین سوپر کاپ اروپا را نیز بدست آورد. بازی رفت در آلمان و با نتیجه مساوی یک بر یک به پایان رسیده بود و بارسا در مجموع با نتیجه سه بر دو به پیروزی رسید.

در سال‌های بعد نوار موفقیت‌های مردمی ترین تیم جهان ادامه داشت. بارسا همیشه محل حضور بزرگترین ستارگان تاریخ فوتبال دنیا بود. بازیکنانی چون مارادونا، روماریو، استوویکوف، رونالدو و ریوالدو و بسیاری دیگر از ستارگان بزرگ فوتبال در دهه‌های قرن بیستم در بارسلونا افتخار آفرینی نمودند.

تولدی دوباره

پس از سه سال رویایی به همراه لوئیس ونگال که برای بارسا ۲ قهرمانی و یک نائب قهرمانی را در لالیگا به همراه داشت، آبی و اناری‌ها دچار افت غیر قابل قبولی شدند. حتی بازگشت دوباره ونگال پس از ۲ سال نیز نتوانست گره از مشکلات تیم بزرگ کاتالونیا باز کند و دست قهرمانان آبی و اناری برای ۶ سال از جام‌های مختلف به دور ماند. اما همان طور که به نظر می‌رسید، زمان برای بارسا مجددا آغاز شده بود.

بارسا در فصل ۲۰۰۳ - ۲۰۰۴ با خریداری بازیکن بزرگی همچون رونالدینهو توانست دوباره به همان تیم رویایی گذشته بدل شود, این در حالی بود که باشگاههای رئال مادرید و منچستر به شدت سعی داشتند با پیشنهادات وسوسه انگیز رونالدینهو را خریداری کنند, ولی وی با میل قلبی خود به بارسلونا پیوست تا با پیوستن به تاریخ این باشگاه نقش انکار ناپذیری در موفقیتهای بارسا داشته باشد.

حضور خوان لاپورتا در راس هرم مدیریتی بارسا و اعتماد او به یک بازیکن بزرگ و یک مربی گمنام به نام فرانک ریکارد که در ابتدای راه مربیگری خود بود، و حضور بازیکنان ارزشمند باعث شد بارسلونا نه تنها دوباره به اوج اقتدار خود در اروپا بازگردد، بلکه چنان نمایش غرور آفرینی از بازی زیبا و فوتبال ناب و در عین حال کسب نتایج پر گل و جذاب را در معرض دید دوستداران فوتبال قرار دهد، که خیلی‌ها آن را بهترین تیم تاریخ بارسلونا و حتی بهترین تیم تاریخ فوتبال بدانند!

و امروز

ساموئل اتوو ملقب به شیر کامرونی بارسا, مردی که همراه رونالدینهو تاثیری انکار ناشدنی بر تیم کنونی بارسا گذاشتند. اتوو در تاریخ ۲۸ آگوست سال ۲۰۰۴ با مبلغی بالغ بر ۲۴ میلیون یورو به بارسا پیوست و این در حالی بود که از دست مدیران و مقامات وقت مادرید به دلیل نامهربانی‌هایی که در حقش کرده بودند، به شدت عصبانی و ناراحت بود. این انتقال یکی از بزرگترین و موثرترین انتقالات تاریخ باشگاه است و بعدها با درخشش اتوو حسرت بسیاری را برای مدیران کارنابلد مادریدی باقی گذاشت.

اتوو در ۱۴ ماه می‌در سال ۲۰۰۵ موفق شد همراه بارسا هفدهمین مقام قهرمانی بارسلونا را جشن بگیرد. او در سال ۲۰۰۶ ضمن کسب عنوان پی چی چی مجددا عنوان قهرمانی لا لیگا را بدست آورد و بدین ترتیب همراه بارسا جاودانه شد.

باشگاه بارسلونا به عنوان یک تیم مردمی شناخته می‌شود که در سر تا سر دنیا میلیون‌ها هوادار دارد, تاریخ درخشان این باشگاه نشانگر عظمت و بزرگی این باشگاه است و بر خلاف تیم رقیب مادریدی آری از هر گونه خیانت، تبانی، اعمال فشار و جنایت‌های نابخشودنی است. تاریخ بارسلونا همانند کاتالونیا پر است از یاد مردانی که دلیرانه برای دفاع از آزادی و انسانیت جنگیده‌اند و از ظلم و جور طاغوت هراسی نداشته‌اند، و در عین حال ستارگانی که در زمین فوتبال نام آن بزرگان را زنده نگه داشته‌اند، و مانند آنها سربازی وفادار برای بارسلونا و کاتالونیا بوده‌اند.

هم اکنون بارسا برای دستیابی به موفقیتهای آتی تلاش می‌کند, موفقیتهایی که برای تیم رویایی بارسا دور از انتظار نیست, و در این راه ستارگان متعصبی همچون پویول, ژاوی, اتوو, والدس و... تمام توان خود را به کار گرفته‌اند.

مشخصات باشگاه

نام کامل باشگاه: اف سی بارسلونا (Futbol Club Barcelona) نام اختصاری: بارسا (Barça) تاریخ تاسیس: ۲۹ نوامبر ۱۸۹۹ ریاست باشگاه: خوان لاپورتا سر مربی: فرانک رایکارد استادیوم اختصاصی: نیوکمپ شهر: بارسلونا - کاتالونیا تاریخ تاسیس ورزشگاه: ۱۹۵۷ ابعاد ورزشگاه: ۱۰۵* ۷۲ متر آدرس دفتر باشگاه: Avda. Arístides Maillol s/n ES - ۰۸۰۲۸ BARCELONA تلفن باشگاه: ۰۰۳۴۹۳۴۹۶۳۶۰۰

افتخارات

- قهرمانی لیگ اسپانیا ۱۸ بار:

۱۹۲۸-۲۹, ۱۹۴۴-۴۵, ۱۹۴۷-۴۸, ۱۹۴۸-۴۹, ۱۹۵۱-۵۲, ۱۹۵۲-۵۳, ۱۹۵۸-۵۹, ۱۹۵۹-۶۰, ۱۹۷۳-۷۴, ۱۹۸۴-۸۵, ۱۹۹۰-۹۱, ۱۹۹۱-۹۲, ۱۹۹۲-۹۳, ۱۹۹۳-۹۴, ۱۹۹۷-۹۸, ۱۹۹۸-۹۹, ۲۰۰۴-۰۵, ۲۰۰۵ - ۰۶.

- قهرمانی سوپرجام اسپانیا ۷ بار:

۱۹۸۴, ۱۹۹۲, ۱۹۹۳, ۱۹۹۵, ۱۹۹۷, ۲۰۰۵, ۲۰۰۶

- لیگ جام اسپانیا ۲ بار:

۱۹۸۳, ۱۹۸۶

- جام پادشاهی اسپانیا ۲۴ بار:

۱۹۰۹-۱۰, ۱۹۱۱-۱۲, ۱۹۱۲-۱۳, ۱۹۱۹-۲۰, ۱۹۲۱-۲۲, ۱۹۲۴-۲۵, ۱۹۲۵-۲۶, ۱۹۲۷-۲۸, ۱۹۴۱-۴۲, ۱۹۵۰-۵۱, ۱۹۵۱-۵۲, ۱۹۵۲-۵۳, ۱۹۵۶-۵۷, ۱۹۶۲-۶۳, ۱۹۶۷-۶۸, ۱۹۷۰-۷۱, ۱۹۷۷-۷۸, ۱۹۸۰-۸۱, ۱۹۸۲-۸۳, ۱۹۸۷-۸۸, ۱۹۸۹-۹۰, ۱۹۹۶-۹۷, ۱۹۹۷-۹۸

- کاتالونیا کاپ ۶ بار:

۱۹۹۰-۹۱, ۱۹۹۲-۹۳, ۱۹۹۹-۲۰۰۰, ۲۰۰۳-۰۴, ۲۰۰۴-۰۵, ۲۰۰۵-۰۶

- ماکایا کاپ ۱ بار:

۱۹۰۱-۰۲

- قهرمانی در کاتالونیا ۲۰ بار:

۲۰ - ۱۹۰۴-۰۵, ۱۹۰۸-۰۹, ۱۹۰۹-۱۰, ۱۹۱۰-۱۱, ۱۹۱۲-۱۳, ۱۹۱۵-۱۶, ۱۹۱۸-۱۹, ۱۹۱۹-۲۰, ۱۹۲۰-۲۱, ۱۹۲۱-۲۲, ۱۹۲۳-۲۴, ۱۹۲۴-۲۵, ۱۹۲۵-۲۶, ۱۹۲۶-۲۷, ۱۹۲۷-۲۸, ۱۹۲۹-۳۰, ۱۹۳۰-۳۱, ۱۹۳۱-۳۲, ۱۹۳۴-۳۴, ۱۹۳۵-۳۶, ۱۹۳۷-۳۸

- قهرمانی در جام خوان گامپر ۳۱ بار:

۱۹۶۶, ۱۹۶۷, ۱۹۶۸, ۱۹۶۹, ۱۹۷۱, ۱۹۷۳, ۱۹۷۴, ۱۹۷۵, ۱۹۷۶, ۱۹۷۷, ۱۹۷۹, ۱۹۸۰, ۱۹۸۳, ۱۹۸۴, ۱۹۸۵, ۱۹۸۶, ۱۹۸۸, ۱۹۹۰, ۱۹۹۱, ۱۹۹۲, ۱۹۹۵, ۱۹۹۶, ۱۹۹۷, ۱۹۹۸, ۱۹۹۹, ۲۰۰۰, ۲۰۰۱, ۲۰۰۲, ۲۰۰۳, ۲۰۰۴, ۲۰۰۶

- لیگ قهرمانان اروپا ۲ بار:

۱۹۹۱/۹۲ و ۲۰۰۵/۰۶

- جام Inter-Cities Fairs Cup ۳ بار:

۱۹۵۸, ۱۹۶۰, ۱۹۶۶

- سوپر کاپ اروپا ۲ بار:

۱۹۹۲ و ۱۹۹۷

- جام در جام اروپا ۴ بار:

۱۹۷۹, ۱۹۸۲, ۱۹۸۹, ۱۹۹۷

مربیان موفق

ژوزف سامیتیر ۱۹۴۴-۴۷ - فرناندو داوسیک ۱۹۵۰-۵۴ - ویک بوکبنگ هام ۱۹۶۹-۷۱ - لادیسلاو کوبالا ۱۹۶۲-۶۳ - هلنیو هررا ۱۹۵۸-۶۰ - تری ونبلز ۱۹۸۴-۸۷ - لوئیس آراگونس ۱۹۸۷-۸۸ - یوهان کرایف ۱۹۸۸-۹۶ - بابی رابسون ۱۹۹۶-۹۷ - لوئیس ونگال ۱۹۹۷-۲۰۰۰ - فرانک رایکارد ۲۰۰۳ تا کنون

بهترین بازیکنان تمام ادوار

آسنسی , آمور, باکرو, بگریستاین, سزار, کوکو, کرایف, لوئیز انریکه, فرر, گواردیولا, کلایورت, کومان, هانس کرانکل, کوبالا, لادروپ, گری لینکر, اواریستو, مارادونا, نیسکنز, کویینی , رامالتز, ریوالدو, روماریو, سادورنی, سامیتیر, شوستر, سرجی, آلن سیمونسن, سوتیل, استویچکف, اولوتی, والاسکو زامورا, زوبیزارتا, کوکو, کارلس پویول, دکو , والدس, رونالدینهو, اتوو,مسی


 

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم مهر 1386ساعت 23:17  توسط سعید دامغانی | 
منچستر یونایتد

 

منچستر یونایتد
آرم باشگاه منچستر یونایتد
نام کامل : باشگاه منچستر یونایتد
القاب : شیاطین سرخ ، منچستر یونایتد
بنیان گذار : نيوتن هيث در سال 1878
ورزشگاه شخصی : الد ترافورد
ظرفیت : 76،212
مدیریت : الگو:Country alias USA ژول و آورام گلیزر
مربی : سر الكس فرگوسن
کاپیتان : الگو:Country alias ENG گري نويل
لیگ : لیگ برتر


باشگاه منچستر یونایتد یکی از باشگاه های لیگ برتر انگلیس است که دارای استادیومی شخصی به نام الد ترافورد می باشد . این ورزشگاه داراي ظرفيت 75 هزار نفري است كه بعد از ويمبلي بزرگترين ورزشگاه انگليس محسوب مي گردد. بنا بر گفته سر بابی چارلتون به این ورزشگاه " تئاتر رویا ها " نیز می گویند .

درحال حاضر اين باشگاه با داشتن حدود پنجاه میلیون هوادار در تمام دنیا، پر طرفدارترین تیم حال حاضر در جهان می باشد . این تیم پر افتخار ترین تیم لیگ فوتبال جزیره نیز هست که در طی بیست سال از سال 1986 توانسته اند 18 بار قهرمان مسابقت مختلف بشوند . آن ها اولین قهرمانی جام باشگاه های اروپا را با پیروز 4 بر 1 در برابر بنفیکا در سال 1968 کسب کردند .آن ها با قهرمانی در 11 جام حذفی انگلستان نیز پر افتخار ترین در این زمینه می باشند .

از سال 1990 باشگاه منچستر یونایتد یکی از ثروتمند ترین باشگاه های دنیا گشت و تا به امروز که در رتبه چهارم ثروتمند ترین باشگاه ها قرار دارد ، دچار لغزش نشده است .

مربی فعلی باشگاه سر الکس فرگوسن است که از ششم نوامبر سال 1986 سکان هدایت تیم را در دست دارد . گری نویل نیز بعد از خداحافظی روی کین از فوتبال در سال 2005 کاپیتانی تیم شیاطین سرخ را بر عهده گرفته است .

 تاریخچه

مقدمه

بدون ترديد شهر منچستر را بايد يكي از شهرهاي بزرگ و مطرح در زمينه امكانات ورزشي در جهان قلمداد كرد . اين شهر با داشتن موقعيت عالي تجاري واستاديومي زيبا ، چون الد ترافورد كه در سراسر انگلستان مطرح است ، تا به حال ميزباني موفقي را انجام داده كه آخرين بار آن بازي فينال ليگ قهرمانان اروپا در سال (2002-2003) بين تيمهاي يوونتوس و ميلان بود . اما استاديوم الد ترافورد كه هم اكنون 76000 نفر گنجايش دارد عاملي بوده تا شهر منچستر هميشه در زمينه فوتبال و امكانات زبانزد خاص و عام باشد . با اين حال نبايد توفيق منچستر را از لحاظ فوتبال تنها به اين استاديوم اختصاص داد و بايد عواملي چون باشگاههاي حرفه اي كه بالغ بر 8 تيم است را به آن اضافه كرد.البته موفقيت اين شهر تجاري تنها به خاطر فوتبال نيست ، بلكه بايد عواملي ديگر چون انقلاب صنعتي كه براي اولين بار دراين شهر روي داد و از منچستر شهري مدرن « كاتن پوليس » ساخت را در آن سهيم كرد . از لحاظ منابع تفريحي و ورزشي ، منچستر بعد از دوران تجدد تقريبا به شهري كامل بدل شده است. در حال حاضر (قرن 21) با كاملتر شدن اين مجموعه و اضافه شدن مراكز تفريحي كه در سراسر اين شهر وجود دارد خود را از لحاظ توريستي بودن زبانزد خاص و عام كرده است . اكنون اين شهر بيش از 43000 صندلي در تئاترها و 56 موزه و گالري دارد كه در نوع خود بي نظير است . به لحاظ تاريخي نيزاين شهر با وجود بناهاي دوران ملكه ويكتوريا مطرح بوده و عاملي را بوجود آورده تا همگان از آن بعنوان يك شهر درجه اول ياد كنند .

منچستر یونایتد در گذر زمان

این باشگاه در سال۱۸۷۸ توسط لانکاشایر و یورک شایر (Lancashire & Yorkshire) تاسیس شد. این باشگاه در سال ۱۸۸۵ به طور حرفه ای به کار خود ادامه داد و تیم فوتبال حرفه ای را بنیان نهادو در سال ۱۹۰۲ به همین نام شناخته شد . این باشگاه از آن مردان عادی جامعه بودافرادی که در کارخانه های ذغال سنگ کار می کردند و برای تفریح به این باشگاه می آمدند و عضو آن بودند. در سال ۱۸۸۶ اولین افتخار خود را کسب کردند آنها توانستند جامی که خود آن را ترتیب داده بودند را دریافت کنند نام این جام سنیور کاپ منچستر بود که در آن شرط سنی برای شرکت در آن نبوداما آنها با بد شانسی مواجه شدند و باشگاه در سال۱۹۰۲ ورشکسته شد و فردی به نام [[[هری استافورد]] آن را خرید . او شروع به خرج کردن برروی این تیم کرد او می دانست که این تیم استحقاق خرج کردن و سرمایه گذاری دارد. در سال ۱۹۰۳ به طور رسمی اولین مربی برای منچستر استخدام شد. نام این مربی ارنست ماگنل بود . روز به روز بر کیفیت بازی منچستری ها افزوده می شد آنها راه ترقی را خوب پیدا کرده بودند . یکی از خریدهای آن روزها ی منچستر بیلی مردیت بود . یکی از بهترین های آن زمان فوتبال بود . آنها توانستند با مردیت اولین قهرمانی رسمی خود را در لیگ انگلستان که به تازگی حرفه ای شده بود را جشن بگیرند . باشگاه منچستر در سال ۱۹۱۰از مکان اصلی خود واقع در خیابانی معروف به بانک ، به محله ی ترافورد منتقل شد .

مشخصات شیاطین سرخ

اما شهر منچستر از لحاظ تيمهاي باشگاهي نيز در سطح جهان مطرح است . با وجود باشگاه بزرگ منچستر يونايتد اين روزها همه ، اين شهر را مي شناسند . پايه باشگاه در سال 1878 و با نام نيوتن هیث LYR متعلق به كاركنان راه آهن به طور رسمي بنا شد . در ابتدا اين تيم با بازيكناني كه بيشتر عضو شركت راه آهن بودند وارد ميادين مسابقات شد و با كار و تلاش فراوان تيم در سال 1892 به ليگ انگليس ملحق شود . بعد از چند سال حضور در ليگ در سال 1902 اين تيم ورشكست شد . با وجود اين آنها نااميد نشدند و با تلاش فراوان توانستند بر مشكلات فائق آيند و امروز به يكي از تيمهاي ثروتمند و معروف جهان بدل شوند . آنها بعد از آن زمان تا سال 1945 با افت و خيز زيادي مواجه بودند تا اينكه در آن سال با آمدن مربي فهيمي چون سر مت بازبي و تحولات مثبت او به يكي از تيمهاي خوب در ليگ مبدل گرديدند و وضعيت نسبتاً مناسبي پيدا كرد. اما اگر بخواهيم به اين پرسش كه چگونه يونايتد به صورت تيم فعلي درآمدند؟ پاسخ دهيم بايد اين نكته را باور داشته باشيم كه تيم فعلي آنها حاصل تلاش 25 سال كار سخت مربيان بود. با اين وجود آنها بعد از سال 1945 شروع به پيشرفت عجيبي كردند و حتي حادثه غم انگيز سال 1958 كه درآن بيشتر شاگردان مربي موفق آنها- بازبي – بر اثر سانحه هوايي كشته شدند هيچ تاثيري در آن روند ايجاد نكرد وعاملي را به وجود آورد تا بازبي با بازماندگان آن سانحه تيم خود را از نو بسازد و عامل قهرماني غرور انگيزاين تيم در مسابقات جام قهرمان اروپا در فصل 68-1967 محسوب شود. اين افتخاري بود كه بازبي بعنوان اولين انگليسي موفق به انجام آن شد . اما اين پايان كار منچستري ها نبود. آنها بار ديگر توانستند اين افتخار را در زمان سر الكس فرگوسن در سال 1999 و در يك فينال سخت و به ياد ماندني و تقريباً غيرممكن تكرار كنند وتيمشان را صاحب سومين افتخار اروپايي كنند . در آن زمان منچستر توانست در وقتهاي تلف شده نيمه دوم و در شرايطي كه هيچ اميدي به پيروزي نداشت ، دو گل زيبا را وارد دروازه رقیب خود بایرن مونیخ کنند كه در نوع خود بي نظير بود . آن ها با اين كار علاوه بر اينكه موفق شدند خود را به يك افتخار بزرگ برسانند براي فرگوسن با تجربه نيز ارزش و اعتبار تازه اي خريدند و او توانست به شهرتي در سطح مربي موفق و اسطوره اي گذشته تيم دست يابد.

اسطوره های سرخ پوش

جمله اسطوره هاي اين تيم مي توان به سر بابي چارلتون، جرج بست ، پيتر اشمايكل ، برايان رابسون، ديويد بكهام و اريك كانتونا و در رأس همه آنان سر مت بازبي و سر الكس فرگوسن اشاره نمود. اينك رهبري تيم را سر الكس فرگوسن اسكاتلندي بر عهده دارد كه نزديك به ۲۰ سال در اين سمت مشغول به كار است و منچستر را به يكي از بهترين تيمهاي جهان فوتبال مبدل ساخته و همواره با استفاده از بازيكنان جوان كه از تيمهاي پايه اي باشگاه انتخاب و به كار گرفته است ، قهرماني هاي زيادي را براي منچستر به ارمغان آورده است و خود را در زمره بهترين مربيان جهان قرار داده است . از پدیده ه های این تیم می توان وین رونی و کریستیانو رونالدو را نام برد. بازی سازی این تیم پس از رفتن دیوید بکهام از این تیم برعهده ی روی کین افتاد و پس از او هم بر عهده ی رایان گیگز هافبک باتجربه ی ولزی این تیم انگلیسی افتاد .

ورزشگاه

درحال حاضراستاديوم الد ترافورد كه معمولا ميزبان بازي هاي بزرگ بوده با گنجايش 76000 نفر يكي از بزرگترين استاديوم هاي اروپا به شمار مي آيد . اين مجموعه به حدي زيبا و با امكانات عالي است كه سر بابي چارلتون به آن لقب تئاتر روياها را داده است . اما جايگاه تماشاگران در اين استاديوم كه در قسمت شمالي واقع شده بزرگترين سقف بي ستون را در سراسر اروپا از آن خود كرده است . علاوه بر اين جايگاه محلهاي زيبايي چون موزه يونايتد ، رستوران رد كافي ، اتاق ويژه جام ها و قسمت اداري در اين قسمت واقع شده و شكل بسيار مناسبي به آن داده است. اما قسمت جنوبي اين استاديوم نيز بسيار توسعه يافته و چشمها را بخود خيره مي كند. در قسمت شرقي فروشگاه بسيار بزرگي واقع شده و در قسمت غربي نيز كه بيشتر به استرتفورداند معروف است درسالهاي اخير تغييرات وسيعي داده شده و با رديف هايي اضافه شده كه آن را بسيارممتاز كرده است. ازجمله آثاري كه در اين قسمت ديده مي شود. بدون ترديد مجسمه دنيس لا اسطوره تيم منچستر يونايتد است كه ابهت خاصي به اين استاديوم داده است. من يوها 15 بار موفق به قهرماني در ليگ برتر شده اند كه اين از ركورد ليورپول كه 18 بار قهرمان شده اند 3 مرتبه كمتر است. منچستريها در سالهاي 1908، 1911، 1952، 1956، 1957، 1965، 1967، 1993، 1994، 1996، 1997، 1999، 2000، 2001 و 2003 به مقام قهرماني لیگ برتر باشگاههاي انگليس دست يافته اند.


 

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم مهر 1386ساعت 23:8  توسط سعید دامغانی | 
 
صفحه نخست
پروفایل مدیر وبلاگ
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ

نوشته های پیشین
دی 1392
آبان 1392
شهریور 1392
اردیبهشت 1392
اسفند 1391
شهریور 1391
مرداد 1391
فروردین 1391
اسفند 1390
بهمن 1390
دی 1390
آذر 1390
آبان 1390
شهریور 1390
مرداد 1390
خرداد 1390
اردیبهشت 1390
آذر 1389
مهر 1389
مرداد 1389
آذر 1388
آبان 1388
شهریور 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
آرشيو
آرشیو موضوعی
سید روح‌الله خمینی
سید علی خامنه‌ای
امیر سپهبد شهید علی صیاد شیرازی
امیر سرلشکر خلبان شهید عباس بابایی
ورزش
المپیک
ورزش زورخانه ای
پارالمپیک
محمود خوارزمی (پوریای ولی)
کشتی
جهان پهلوان غلامرضا تختی
فوتبال
آژاکس
یوونتوس
منچستر یونایتد
اف سی بارسلونا
سپاهان
بازیکن
سیروس قایقران
احمدرضا عابدزاده
علی دایی
خداداد عزیزی
کریم باقری
مهدی مهدوی کیا
مارتن استکلنبرگ
وحید هاشمیان
اشکان دژاگه
علی کریمی
جواد نکونام
زیدان
دیگو ارماندو مارادونا
پله
روبرتو باجو
ادگار داویدز
گابریل باتیستوتا
فرناندو تورس
الیور کان
پیتر اشمایکل
خوان سباستین ورون
فرانچسکو توتی
رونالدینهو
استیون جرارد
آندری شوچنکو
ناصر حجازی
بکن بائر
پائولو مالدینی
زلاتان ابراهیموویچ
کریستین رونالدو
جرج بست
آلساندرو دلپیرو
فابيو كاناوارو
آندره‌آ پیرلو
رائول گنزالس
آورام گرانت
جان لوئیجی بوفون
لوئیز فیگو
امیر قلعه نوعی
سر بابی چارلتون
پت جنینگز
گرد مولر
لئو یاشین
خوره لوئیس چیلاورت
هرنان کرسپو
ساموئل اتوو
مسعود شجاعی
يوهان كرايف
کارلوس توز
دونگا
رایان گیگز
اریک کانتونا
دیوید بکام
لمپارد
هوگو سانچز
ماتئوس
ملکه فوتبال
مارتا داسیلوا
لیگ جزیره
لیگ برتر
بوندس لیگا
لا لیگا
سری آ
فوتبال آمریکایی
فوتبال گيليک
فوتبال استراليايی
فوتسال
وحید شمسایی
عادل فردوسی پور
90 (برنامه)
وزنه برداری
محمود نامجوی
حسین رضازاده
خسرو وزیری
رزمی
هادی ساعی
برسلی
شطرنج
بوکس
بسکتبال
مایکل جوردن
اتومبیل رانی
فرمول یک
مایکل شوماخر
تنیس
راجر فدرر
رافائل نادال
ارغوان رضایی
ماریا شاراپووا
ژیمناستیک
کوهنوردی
هاکی
گلف
دارت
شنا
غواصی
دو و میدانی
اسکی
کانوپولو
بیسبال
سافت‌بال
پینت‌بال
كريكت
سپک تاکرا
چوگان
والیبال
والیبال ساحلی
سوارکاری
راگبی
راگبی ۱۳ نفره
راگبی ۱۵ نفره
قویترین مردان جهان
روح‌الله داداشی
بدنسازی
مستر المپیا
آرنولد شوارزنگر
آدیداس
نایک
پوما
ریبوک
دولچه و گابانا
کوروش کبیر
امیر کبیر
جمشید کاشانی
سعدی
ابوعلی سینا
فردوسی
جلال‌الدین محمد بلخی (مولوی)
سهراب سپهری
فروغ فرخزاد
رکوردهای جهانی گینس
سیلوستر استالونه
محمدعلی فردین
منوچهر نوذری
داوود رشیدی
خسرو شکیبایی
ایرج قادری
ناصر ملک مطیعی
شهره آغداشلو
ثریا قاسمی
حمیده خیرآبادی
آهو خردمند
نیکو خردمند
حسین پناهی
رضا شفیعی‌جم
مهران مدیری
مستر بین
لورل و هاردی
چارلی چاپلین
خواننده
آغاسی
آرش
ابی
اندی
بیژن
پوران
پری زنگنه
سیما بینا
سندی
سوسن
سیاوش قمیشی
شهرام شبپره
شکیلا
شهرام صولتی
شهره صولتی
شادمهر عقیلی
داریوش
حبیب
حمیرا
حسن شماعی زاده
جواد یساری
فریدون فروغی
لیلا فروهر
مهستی
معین
منصور
محمد اصفهانی
مرجان
هایده
علیرضا عصار
علیرضا افتخاری
ناصر عبدالهی
نازنین
کوروس شاهمیری
گوگوش
ویگن
یاس
جنیفر لوپز
مدرن تالکینگ
مایکل جکسون
دی جی
موسیقی سنتی ایرانی
محمد نوری
استاد شجریان
همایون شجریان
ایرج بسطامی
شهرام ناظری
ویدئو
ستاد کل نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران
وزارت اطلاعات
ارتش جمهوری اسلامی ایران
نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران
نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران
نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران
قرارگاه پدافند هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران
هوانیروز
درجات نظامی ارتش جمهوری اسلامی ایران
ژاندارمری
ساواک
سپاه پاسداران انقلاب اسلامی
درجه‌های سپاه پاسداران
نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران
جهاد سازندگی
سازمان بسیج مستضعفین
سپاه ولی‌امر
شهید
توماس ادیسون
الکساندر گراهام بل
استاد پرهیزگار
سید محمدحسین طباطبایی (علم‌الهدی)
عبدالباسط
خلیج همیشه فارس
پیوندها
*کامپیوتر*
*انبیاء و ائمه اطهار*
امام عصروالزمان
سایت نگاهی به محیط زیست ودفاع از جانداران
قاطی پاطی
بهترین عکس ها و بازی ها
(ثمین)جون
ادگار داويدز
جدید ترین خبر های ورزشی
كانون هواداران استيل اذين
هیئت سه گانه استان قم
افتخار
لحظه های انتظار
..::'' Jok va SmS ''::..
مجله سرگرمی دینو
آرسنال
:: جایی برای با هم بودن::
پلی به گذشته
پیام شادی
سپک تاکرا کرمانشاه
فروشگاه ايروني مارکت
طرفداران بارسا عکس و کلیپ
فن آوری
دانلود همه چی (تحقيق و..)
لبیک :جهاد.ایثار :شهید.جانباز.آزاده
صاحب الامر.ع.
یاران امام
دانلود روز
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

سایت منطقه آزاد مرکز بازیهای فلش رایگان